پایگاه خبری تحلیلی اطلاعات روز - پربيننده ترين عناوين علمی فرهنگی :: نسخه کامل http://www.etelaterooz.ir/art Wed, 18 Jan 2017 11:29:01 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اطلاعات روز http://www.etelaterooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اطلاعات روز آزاد است. Wed, 18 Jan 2017 11:29:01 GMT علمی فرهنگی 60 تلاش "حلقه نیاوران" برای انتصابات سفارشی در دانشگاه آزاد/ رد پای جدید از خاندان هاشمی رفسنجانی+اسناد http://www.etelaterooz.ir//news/34636/تلاش-حلقه-نیاوران-انتصابات-سفارشی-دانشگاه-آزاد-رد-پای-جدید-خاندان-هاشمی-رفسنجانی-اسناد به گزارش اختصاصی اطلاعات روز#دانشگاه آزاد اسلامی علیرغم اینکه مجموعه ای معتبر در سطح خاورمیانه است اما گاهی تنها به اندازه حلقه ای در نیاوران کوچک و محدود می شود. چراکه منابع درآمدی عظیمی در این مجموعه وجود داشته و تکنوکرات ها را که در دولت های مختلف تنها یک هدف را دنبال می کرده اند در محور اصلی این مجموعه قرار می دهند.  در حالیکه برای همگان اداره خانوادگی و حزبی مجموعه عریض و طویل دانشگاه آزاد روشن است اما شاید دیدن اسنادی در این رابطه تمام حدس و گمان ها را تبدیل به یقین قطعی کند. چنانکه پیش از این نیز پایگاه خبری اطلاعات روز# اسنادی را در خصوص تخلف های مالی برخی مسولان منتشر کرده بود و قول ارایه گزارش های دیگری در خصوص شفافیت مالی اقدامات خلاف قانون برخی مسولان داده بود در این گزارش سعی به روشن کردن حقایقی پیرامون سواستفاده از امکانات دانشگاه آزاد توسط حلقه نیاوران ارایه می شود.  با وجود اینکه دانشگاه آزاد اسلامی تا کنون نیز از دخالت مستقیم پسران آیت الله هاشمی رفسنجانی در امان نبوده این بار تلاش ها نمایانگر اضافه کردن عناصر نفوذی آنها در دانشگاه آزاد است. افرادی که در تلاشند با رانت برادر و پسران آیت الله هاشمی تنها با چند نامه از یک کارشناس ساده تبدیل به هیات علمی دانشگاه شوند. در حالیکه عضویت در هیات علمی دانشگاه آزاد قواعد و قوانین سختگیرانه ای دارد که برای یاران حلقه نیاوران هیچکدام از ارزش قانونی برخوردار نیستند.  حال این سوال پیش می آید که علت تلاش حلقه نیاوران برای ورود عناصر خود به دانشگاه آزاد چیست و در انتخابات ۹۶ چه منافعی را دنبال خواهند کرد.  با مروری به نامه های رد و بدل شده پیرامون انتصاب خانمی که سابقه مدیریتی در کارنامه خود ندارد بر تمام این پیش بینی ها دامن زده و تنها یک هدف را معین می کند. و آن اینکه حلقه نیاوران این بار دانشگاه آزاد را سکوی پرتاب بلندتری تا پاستور هدفگذاری کرده است.  نامه نگاری های سریالی این خانم از دکتر هاشمی معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی برای بهره گیری از تخصص و توانمندی های ایشان آغاز می شود و تا گرفتن پستی قابل ملاحظه ادامه می یابد.  وی که به عنوان کارشناس آموزشی مشغول به کار بوده طی نامه ای از دکتر هاشمی خواستار ارتقا شغلی می شود و علت آن را مدرک مدیریت آموزش عالی می خواند.    او همچنین از سوی غلامحسین کرباسچی عضو شورای حزب کارگزاران سازندگی در استان تهران می شود تا اهداف سیاسی حلقه نیاوران را در عرصه سیاسی کشور با قدرت بیشتری دنبال کند.    همچنین محمد هاشمی طی نامه ای درخواست تبدیل وضعیت استخدامی این خانم را از کادر اداری به هیات علمی خطاب به میرزاده رئیس دانشگاه آزاد می نویسد و در خواست مساعدت می کند نامبرده از سوی یاسر هاشمی پسر کوچکتر آیت الله هاشمی نیز به رییس سابق دانشگاه آزاد توصیه شده و جاسبی که نزدیکی غیر قابل وصفی با این خانواده داشته منعی برای اجرای ضوابط در خود نمی بیند.  فرد مذکور طی نامه نگاری های سریالی موفق به کسب جایگاه قابل ملاحظه ای در دانشگاه آزاد و احزاب سیاسی جریان متصل به خانواده هاشمی پیدا کرده و او نیز به عنوان عاملی برای اجرای اهداف سیاسی حلقه نیاوران در حیاط خلوت این جمع جانفشانی می کند. ]]> علمی فرهنگی Mon, 16 Jan 2017 22:39:46 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34636/تلاش-حلقه-نیاوران-انتصابات-سفارشی-دانشگاه-آزاد-رد-پای-جدید-خاندان-هاشمی-رفسنجانی-اسناد امسال ایرانیان به حج مشرف می شوند؟ http://www.etelaterooz.ir//news/34650/امسال-ایرانیان-حج-مشرف-می-شوند  اطلاعات روز# جمهوری اسلامی ایران با هدف مطلع شدن طرف سعودی ازمحورهای مورد نظرکشورمان ، به دعوتنامه وزارت حج عربستان پاسخ داد.   به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی حج، در نشست شورای برنامه‌ریزی و هماهنگی بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت به ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی قاضی عسکر تشکیل شد، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت تصریح کرد: در صورت فراهم شدن مقدمات و شرایط لازم همه مصمم هستند که حج آینده برگزار شود.   وی با اشاره به دعوتنامه عربستان برای برگزاری دیدارها و مذاکرات دو جانبه در رابطه با حج ۹۶ افزود: نامه توسط آقای دکتر صالحی امیری، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی خطاب به وزیر حج عربستان ارسال و محورهای مورد نظر جمهوری اسلامی ایران به طرف سعودی منعکس شده است.   وی اضافه کرد: امیدواریم گفتگوها به نتیجه رسیده و زمینه برای برگزاری فریضه معنوی حج فراهم شود.   قاضی عسکر با اشاره اینکه عربستان اعلام کرده سهمیه کشورها نسبت به سال گذشته افزایش خواهد یافت، از مسئولان سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری خواست که برای تمامی امور مرتبط با حج در کمیته‌های کارشناسی راهکار مناسب طراحی شود و همه حوزه‌ها برای اعزام حدود ۸۰ هزار زائر آمادگی لازم را داشته باشند.     نماینده ولی فقیه فضای عمومی در سطح جامعه و مسئولان را در مسیر راه‌اندازی حجِ آینده عقلانی و حکیمانه توصیف و ابراز امیدواری کرد راه برای انجام حجی آبرومندانه و با عزت باز شود.   در این نشست حمید محمدی، سرپرست سازمان حج و زیارت و مدیران بخش‌های مختلف در این سازمان و بعثه مقام معظم رهبری با بیان تمهیدات صورت گرفته درخصوص حج ۹۶ اعلام کردند که در این رابطه برنامه‌ریزی‌ها صورت گرفته و برای رفع مشکلات و ابهاماتی که وجود دارد، جلسات کمیته‌های کارشناسی با قوت ادامه خواهد یافت.   در این جلسه اعلام شد که برای افزایش 50 درصدی کاروان‌های اعزامی به عتبات عالیات در ایام نوروز مقدمات درحال فراهم شدن است و ثبت نام از مشتاقان در اواخر بهمن‌ماه صورت خواهد گرفت.   سرپرست سازمان حج و زیارت نیز از اعزام روزانه حداقل ۱۵۰ کاروان به عتبات عالیات در ایام نوروز خبر داد.   نماینده ولی فقیه نیز تاکید کرد: برای ارائه خدمات مناسب به زائران در بخش‌های اسکان، تغذیه و حمل و نقل تدابیر لازم اندیشیده شود و به زائران در خصوص تسهیلاتی که دریافت خواهند کرد از طرق مختلف اطلاع‌رسانی شود. ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 06:49:43 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34650/امسال-ایرانیان-حج-مشرف-می-شوند وزیر ارشاد حکم رسمی یک مهاجر را امضا کرد +عکس http://www.etelaterooz.ir//news/34655/وزیر-ارشاد-حکم-رسمی-یک-مهاجر-امضا-عکس  اطلاعات روز# محمدکاظم کاظمی، شاعر افغان، نخستین کسی است که به عنوان یک مهاجر ساکن ایران به سِمتی رسمی رسیده است.   روزنامه «شهروند» می‌نویسد: سال‌های دور هرات را او کمتر به یاد می‌آورد؛ سال‌ها از آن زمان که «محمدکاظم کاظمی»، از کابل به مشهد آمد می‌گذرد. از روزی که آمد و دیگر به میهنش که «با شمشیر جغرافیا» دو نیم شده، برنگشت. محمدکاظم کاظمی را خیلی‌ها می‌شناسند و خیلی‌ها نه. او سال‌هاست که در ایران شاعری می‌کند؛ شعرهایی که افغانستان، جان‌مایه بیشتر آنهاست، مثل مثنوی «بازگشت» که در دهه ٧٠، نام او را بر سر زبان‌ها انداخت؛ آنجا که از زبان هم‌وطنانش به ایرانی‌ها گفته بود: «غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌ / پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت‌.»   او حالا و بعد از سال‌ها محدودی و مهجوری، نخستین مهاجری است که در ایران به یک سمت رسمی رسیده و پای حکمش را وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران امضا کرده است: دبیر علمی جشنواره شعر فجر امسال و البته که «هنوز باورکردنش سخت است.»   محمدکاظم کاظمی در سال ٤٦ در شهر هرات افغانستان به دنیا آمد، در سال ٥٤ به کابل کوچ کرد و  در سال ٦٣ به ایران آمد. در همین ایران بود که او  پس از اتمام دوره دبیرستان، کارشناسی خود را رشته مهندسی عمران از دانشگاه فردوسی مشهد گرفت و بعد فعالیت‌های ادبی اش را شروع کرد. کاظمی در سال ٦٩ به انجمن شاعران انقلاب اسلامی افغانستان پیوست و آن را تا دهه ٧٠ ادامه داد.   آقای کاظمی شما نخستین مهاجری هستید که در ایران سمت رسمی می‌گیرید. خودتان انتظارش را داشتید و چه شد که این انتخاب صورت گرفت؟   در این موضوع دو مسأله دخیل است. اول باید ببینیم یکی دلیل اینکه دوستان این انتخاب را انجام دادند، چه بوده است؛ من فکر می‌کنم یک مسأله مهم در اینجا این بوده که در ایران خوشبختانه در سال‌های اخیر رویکرد خوبی در بعضی نهادها، نشریات و رسانه‌ها به جغرافیای زبان پارسی می‌بینیم. یعنی در این‌باره علاقه‌ای می‌بینیم که دوباره این ارتباط زبانی و مشترکات ما با هم برقرار شود؛ قبل از این هم این موضوع را در عضویت تعدادی از پژوهشگران و اهل فرهنگ افغانستان در فرهنگستان زبان و ادبیان فارسی دیده بودیم.   این افراد چه کسانی بودند؟   مثلاً در دوره‌های قبلی کسانی مانند فضل‌الله قدسی و یکی از استادان دانشگاه کابل و بعد از آن در دوره‌های بعدی، دو نفر یعنی من و آقای محمدسرور مولایی در این فرهنگستان عضو شدیم و هنوز هم هستیم. بنابراین به این ترتیب در جشنواره فجر هم رویکردی به سمت نگاه به خارج از مرزهای ایران و نگاه‌کردن به همه گستره قلمروی زبان فارسی دیده می‌شود، البته کمرنگ‌تر از حالا.   پس ما می‌توانیم بگوییم که این نخستین سمت اجرایی است که به یک مهاجر افغان می‌رسد.   بله؛ قبلاً ما حضور داشتیم ولی در حد داور و شاعر بود ولی تا به حال مسئولیتی اینچنینی به ما واگذار نشده بود.   حس‌تان از این موضوع چیست؟ روزی که این خبر به شما رسید، تعجب نکردید؟   خب این موضوع برای ما بسیار خوشایند است. فکر می‌کنم که نوعی مشارکت بین همزبانان در این امور اتفاق افتاده است. علت دوم که دوستان این انتخاب را کردند، این است که امسال قرار است جشنواره به صورت پررنگ‌تری فعالیت کند و در قسمت مسابقه هم بخش ویژه‌ای برای شعر افغانستان در نظر گرفته شده است. موضوع دیگری که به این جریان کمک کرده این است که اختتامیه این جشنواره در مشهد برگزار می‌شود و دوستان ترجیح دادند که کسی از مشهد و از مهاجران افغان روی این بحث متمرکز شود.   برایتان سخت نیست؟   به هر حال به این دلیل که من عملاً تجربه‌ای در حوزه مدیریتی نداشته‌ام، برایم سخت بود و می‌خواستم از این قضیه عذر بخواهم و اولش این پیشنهاد را رد کردم و از دوستان خواستم فرد دیگری را انتخاب کنند اما به دو ملاحظه آن را قبول کردم؛ یکی اینکه دوستان گفتند این موضوع به مشترکان فارسی‌زبان‌ها و همدلی کمک می‌کند و موضوع دیگر اینکه چند سالی است که دبیر علمی و اجرایی جدا شده است.   و اینکه من فکر می‌کنم چون برای نخستین‌بار از یک سمت رسمی قرار است از نظر مالی به شما پرداختی صورت بگیرد،  این قسمت از ماجرا هم شیرین است.   بله؛ درست است. مخصوصاً که مهاجران افغانستان در این سال‌ها از مسئولیت، مدیریت و حتی کارمند‌بودن دولتی و غیردولتی در ایران محرومند و موضوعی به نام اشتغال برای ما وجود دارد و این تنگناهایی است که برای ما خلق شده است، هر چه بیشتر این اتفاق‌ها بیفتد، طبیعتاً اثراتی خواهد داشت. نه‌تنها در این حوزه بلکه در حوزه‌های علمی، هنر، پزشکی و... افراد بسیار خوبی داریم که خیلی خوب است اگر از آنها برای پیشرفت کشور استفاده شود.   در سال‌های گذشته امورات شما از چه طریقی گذشته است؟   متأسفانه این محدودیت برای همه ما مهاجران وجود دارد. بسیاری از افراد ورزیده و قابل بودند که به ایران آمدند و حتی دانشگاه‌ها به آنها نیاز داشتند و برای استخدامشان درخواست می‌دادند اما به دلیل محدودیت‌های شغلی، نتوانستند مشغول شوند؛ به همین دلیل به کشورهای دیگر رفتند یا مشغول کارهای دیگر شدند. بسیاری از متخصصان و کسانی که به مدارج بالای علمی رسیده بودند، از استخدام بازماندند. من در دهه ٧٠ مسئول یک صفحه در یکی از روزنامه‌های ایران بودم.   کدام روزنامه؟   روزنامه قدس در مشهد. دوستان روزنامه هم علاقه‌مند بودند که من استخدام شوم. من آن زمان صفحه را به صورت قراردادی اداره می‌کردم و حتی به اداره کار هم درخواست دادیم ولی این اداره به این دلیل که با قوانین آنها ناسازگار بود، با آن مخالفت کرد.   و احتمالاً برای دریافت حقوق هم دچار مشکل شده‌اید.   بله؛ حتی من گاهی در بعضی از نهادها و برنامه‌های فرهنگی به‌عنوان داور و مؤلف مشغول فعالیت هستم و در پرداخت‌کردن به من مشکل وجود دارد یا مثلاً چند وقت پیش جلسه مشترکی بود برای زبان و ادبیات فارسی که کتابخانه مجلس آن را برگزار کرده بود، من آنجا رسما اعلام کردم که من یک مجرم به حساب می‌آیم چون به مشاغلی مشغولم که کارکردن اتباع خارجی در آن جرم است؛ مثلاً اینکه یک مهاجر کتابی تألیف کند و از رهگذر آن زندگی‌اش را بگذراند، آن ناشری که به او حق‌الزحمه داده، مجرم است و حتی تا ٦ ماه زندان دارد. همین موضوع در روزنامه قدس هم وجود داشت و اگر استخدام می‌شدم، چه بسا مدیرمسئول روزنامه می‌توانست زندانی شود. خب می‌دانید، ما سال‌های خیلی بدی را گذراندیم ولی الان فکر می‌کنم که کم‌کم به این برسیم که چقدر این تنگناها دشواری‌آفرین است و چقدر فرصت‌های خوب هر دو ملت را می‌سوزاند.   فکر می‌کنید سمت اخیر شما به برداشتن این تنگناها کمک می‌کند؟ به اینکه کم‌کم نخبه‌های مهاجر در ایران به سمت‌ها و مشاغل رسمی مشغول شوند.   طبیعتاً چون سال‌های ‌سال سلسله قوانین دشواری برای مهاجران وجود داشته، انتظار نمی‌توانیم داشته باشیم با اتفاق اینچنینی همه چیز عوض شود ولی می‌شود گفت در مسیری که طی می‌شود، گام نمادینی در این‌باره برداشته شود و خب این موضوع در ذهنیت خیلی از مردم می‌تواند تأثیر بگذارد که بله، ما چرا چنین محدودیت‌هایی قایل شویم. من به‌خاطر دارم که یک بار مطلبی درباره مشاغل سخت‌و‌دشوار برای مهاجران نوشته بودم؛ در آن نوشته بودم که براساس این فهرست بیست‌وچهارگانه من چوپان بودم؛ این نوشته من در آن زمان مورد استقبال زیادی قرار گرفت و در بعضی سازمان‌های مربوط به امور مهاجران به آن توجه شد. این موضوع در لغو این فهرست بی‌اثر نبود.   چرا چوپان؟   آن زمان در آن فهرست، مشاغل بسیار سختی را برای مهاجران در نظر گرفته بودند؛ مانند کارکردن در معدن، کشتارگاه‌ها، کوره‌های آجرپزی، کارگر ساده مزارع و ساختمان و حتی نه به‌عنوان صاحب کار؛ یعنی مهاجر افغان نمی‌توانست سرکارگر یا بنا باشد. فهرست وهن‌آوری بود که هرکس خارج از آن مشغول به کار می‌شد، مثلاً گلدوزی و تریکوبافی می‌کرد، مجرم تلقی می‌شد و با آن برخورد می‌شد. آن زمان وقتی من برای شغل مراجعه کردم، به من گفتند که براساس این فهرست تعیین کنی که شغلت چه باشد، نگاه کردم که نزدیک‌ترین شغلی که به آن حس نزدیک داشته باشم، چوپانی است. بعد از آن مطلبی نوشتم با این عنوان که من در این فهرست چوپان بودم و تأثیر زیادی گذاشت. فکر می‌کنم این گام‌های کوچ باید برداشته شود تا کم‌کم به مقصد برسیم. متأسفانه مقصد دور است و هیچ وقت مجال دویدن به کسی داده نمی‌شود.   مقصد دور است و راه، ناهموار.   بله راه ناهموار است و به سرعت کندی پیش می‌رود.   الان برای سمتی که به شما داده شده است، با شما قرارداد بسته‌اند؟   به‌ هر حال این موضوع چند بحث است و از نظر قانونی ممکن است تفسیرها و... این موضوع قانونی نباشد. من هنوز هم نمی‌دانم بر اساس قانون کاری که می‌کنم جرم محسوب می‌شود یا نه. شرایط فرق کرده است و اصلاحاتی هم انجام شده است. ولی خب اگر قرار باشد من در جایی استخدام شوم، نه هنوز حق استخدام ندارم و مطلقاً ممنوع است مگر در مشاغلی که فرد ایرانی برای آن شغل وجود نداشته باشد یا ایرانی حاضر نباشد آن کار را انجام دهد؛ مثلاً در پخش برون‌مرزی صداوسیما برای افغانستان، برای گویندگان این امکان وجود دارد و البته نه رسمی، بلکه به صورت قراردادی. غیر از این موارد اندک یا موردی مثلاً در جای بسیار دور‌افتاده‌ای یک پزشک بتواند در غیاب فرد بومی در یک بیمارستان مشغول به کار شود. از طرف دیگر وقتی یک مهاجر در ایران مشغول به کار رسمی شود باز هم باید مبلغ قابل توجهی را به‌عنوان مالیات بپردازد تا برای بیمه بیکاری بیکاران ایرانی استفاده شود؛ انگار که این فرد در بیکار شدن افراد ایرانی مقصر بوده است.   البته همه این مشکلات باعث شده است که مهاجران افغان به سمت کارهای یدی و غیررسمی بروند و باز هم در همه این سال‌ها، تعداد زیادی از ایرانی‌ها به این موضوع هم معترض بوده‌اند که افغان‌ها تعداد زیادی از مشاغل در ایران را در دست گرفته‌اند.   جالب است که درباره بازار کار نکته‌ای را به شما بگویم.‌ سال گذشته جمعی از دوستان ایرانی ما تحقیقی انجام دادند و دیدند که بیشترین ‌درصد بیکاری در ایران در چند استان خاص است و آن استان‌ها اتفاقاً استان‌های مهاجرممنوع بودند مانند استان‌های مازندران، سیستان‌وبلوچستان و ... مسأله دیگر، تعداد مهاجران نسبت به کل جمعیت ایران است که به چیزی حدود ٢ تا ٣‌درصد می‌رسد. از طرف دیگر من معتقدم که به این وسیله، یک‌سری کارآفرینی هم برای ایران می‌شود مثلاً مهاجرانی که در ایران هستند حق خرید ملک ندارند و همه در منازل اجاره‌ای دوستان ایرانی زندگی می‌کنند و هر سال رقم بسیار کلانی به وسیله اجاره منازل مهاجران به جامعه ایرانی تزریق می‌شود؛ یعنی اگر یک مهاجر از امکانات ایران استفاده می‌کند، آن را به جامعه ایرانی برمی‌گرداند.   می‌دانید که اینها تنها مشکل مهاجران در یک کشور نیست. در ایران و هر کشور دیگری که به‌عنوان مقصد مهاجرانند، یک‌سری رفتارها از طرف مردم آن کشور نسبت به مهاجران وجود دارد. تا به حال شده است که ایرانی‌ها رفتار بدی با شما داشته باشند و از آنها گله‌مند شوید؟   از یک طرف باید بگویم بله و از یک طرف باید بگویم نِی.   چرا بله و چرا نه؟   ما منکر این نیستیم که در ایران با آن همه تنگناهایی که وجود داشته مانند جنگ و... طبیعتاً دشواری‌هایی برای مردم ایران پدید آمده است. در این دشواری‌ها طبیعی است که مقداری نسبت به مهاجران نگاه منفی وجود داشته باشد ولی بنده وقتی می‌گویم نِی، به این دلیل است که در رابطه کلی با جامعه ایران، ما رفتار آنها را یک نوع پس‌زدن اجتماعی احساس نکردیم و حس کنیم در انزوا و در معرض آزار و تحقیر عمومی هستیم. اما مواردی هم وجود دارد و باید سعی کنیم آن را کم کنیم. از طرف دیگر اما در این بین، متأسفانه در مقاطعی از زمان نهادهای متولی امور مهاجران در جهت مثبت و رفع این تنش‌ها عمل نکردند و حتی به آن دامن هم زدند و جای گلایه دارد. البته در سال‌های اخیر اتفاق دارد برعکس می‌شود. رفتار نهادهای مسئول در امور مهاجران هم در مقاطعی اصلاً قابل قبول نیست.   مثلاً در چه مواردی؟   مثلاً سختگیری‌های زیاد و بی‌حد و حصری که به صورت غیر معقول نسبت به مهاجران وجود داشت؛ به‌عنوان مثال سال‌های‌ سال در بحث درمان، قوانین بیمارستانی و بهداشت طوری بود که تعرفه‌های درمان برای مهاجران سه برابر ایرانی‌ها باشد و علاوه بر آن بیمه هم نداشته باشد؛ ما الان هم بیمه نداریم، مگر بیمه‌های خاصی که تازگی تعریف شده و خیلی گسترده نیست. علاوه بر آن در سال‌های متوالی هزینه‌های درمان و جراحی در بیمارستان‌ها سه برابر گرفته می‌شد و می‌گفتند چون شما خارجی هستید و ما با قیمت دلاری با شما حساب می‌کنیم؛ در مورد پیوند اعضا هم همین‌طور و الان کمی بهتر شده است. حتی فردی می‌خواست خون بدهد چون بدنش نیاز به این موضوع داشت، از او خون نمی‌گرفتند و می‌گفتند خون شما را برای ایرانی‌ها استفاده نمی‌کنیم؛ فرد می‌گفت خون من را بگیرید و دور بریزید، پول آن را هم می‌دهم ولی قبول نمی‌کردند. مسأله تحصیل دانش‌آموزان هم موضوع دیگری بود که البته در سه‌ سال اخیر، این وضع بهتر شده و دیگر از ما شهریه‌ای دریافت نمی‌شود. مناطق مهاجرممنوع در شهر، مسأله دیگر ما است. ما در حال حاضر در منطقه‌ای در مشهد زندگی می‌کنیم که بچه‌های من حق ندارند در این منطقه به مدرسه بروند؛ چون مهاجرممنوع است. مثلا در سال‌های زیاد ما نمی‌توانستیم خانه خرید‌و‌فروش کنیم یا یک سیمکارت تلفن به نام خودمان داشته باشیم یا فرد باید برای سفر از یک شهر به شهر دیگر مجوز می‌گرفت، می‌گرفت چیست؟ الان هم همین‌طور است. خلاصه باید بگویم مهاجر برای همه امور زندگی‌اش دچار محدودیت است. البته همه این محدودیت‌هایی كه می‌گویم برای مهاجران با مدرک است؛ مهاجرانی که مدرک ندارند که دیگر هیچ.   و حتی برای مرگ.   بله؛ حتی برای مرگ. یعنی اگر یک مهاجر بمیرد و مدرک شناسایی نداشته باشد، برای دفن‌کردن مشکل دارد. اینها مسائلی است که شاید خیلی از مردم ایران از آن خبر نداشته باشند ولی می‌بینیم که به‌تدریج این مسائل در حال رفع شدن است؛ مثلاً در پیوند اعضا، تحصیل دانش‌آموزان و دانشجویان.   به بحث قبلی برمی‌گردم، کمی بیشتر از خودتان بگویید؛ از سن‌و‌تحصیلات‌تان و اینکه چند ‌سال پیش به ایران آمدید و چه شد که اصلاً به ایران آمدید؟   من سال ١٣٤٦ در هرات افغانستان به دنیا آمدم و بعد از آن تا نوجوانی در کابل زندگی کردم؛ حدود‌ سال ٦٣ به این طرف بود که به ایران آمدم. اما اینکه چه شد که به ایران آمدم، چون آن زمان دوره جنگ‌های داخلی افغانستان بود و وضع مملکت ما نابسامان، خیلی از مردم افغانستان برای در امان ماندن جانشان مهاجرت کردند، چند‌میلیون نفر مهاجرت کردند و ما هم یکی از آنها بودیم. ما هم به خاطر قرابت‌های مذهبی و زبانی که با ایران داشتیم، اینجا را انتخاب کردیم، بعد از اینکه به ایران آمدیم، تحصیلات خودم را پی گرفتم . از‌ سال ٧٠ تا به حال هم مشغول کارهای مختلف ادبی، مثل سرایش شعر و نوشتن مقاله و کتاب و ویراستاری کتاب و فعالیت‌هایی مانند گرداندن جلسات ادبی و ارتباط با مطبوعات و داوری مسابقات شعر و امثال آن بودم.   از همان اول که به ایران مهاجرت کردید، توانستید کارت اقامت بگیرید و به گفته مسئولان قانونی زندگی کنید؟   چون آن سال‌ها، سال‌های جنگ بود، ایران اعلام آمادگی کرده بود که مهاجران افغان را با شرایطی بپذیرد. ما همان موقع مدارک  شناسایی لازم را در ایران گرفتیم و به ما کارت شناسایی دادند، سال‌ها با همان کارت شناسایی زندگی کردیم و بعد از آن گذرنامه گرفتیم و الان هم اقامت داریم.   یعنی شناسنامه ایرانی ندارید؟   نه ندارم، طبق مقررات و قوانین ایران که در این زمینه دشوار و سختگیرانه است، مهاجر در ایران حتی اگر سال‌های طولانی در این کشور زندگی کرده باشد، حق تابعیت ایرانی را ندارد و بدتر از آن هم فرزند این مهاجر است که حتی اگر در ایران به دنیا آمده باشد، نمی‌تواند تابعیت ایرانی داشته باشد.   الان شناسنامه فرزندان شما برای کشور افغانستان است؟   بله؛ معمولاً مشکلی که بچه‌های مهاجر در ایران پیدا می‌کنند، این است که وقتی به سن بلوغ می‌رسند و قرار می‌شود که مدارک‌شان از پدر و مادر جدا شود، در صورتی که پدر و مادر گذرنامه داشته باشند، یک مقدار این بچه بلاتکلیف می‌ماند، چیزی که  خلاف کشورهای دیگر است؛ در کشورهای دیگر وقتی بچه مهاجری به دنیا می‌آید، جزو تبعه آن کشور به شمار می‌رود، حتی بعد از چند‌ سال تابعیت هم به مهاجران در کشورهای دیگر تابعیت می‌دهند، اما در ایران نه. گرفتن تابعیت خیلی دشوار است و تقریبا می‌شود گفت که جزو محالات است که یک مهاجر افغان حتی اگر در ایران متولد شده و کارت شناسایی داشته باشد، تابعیت ایران را بگیرد.   چند فرزند دارید؟   من سه فرزند دارم؛ ١٧ و ١٢ و ٧‌ ساله به نام‌های ساره و مریم و نرگس.   تا به حال شده که در همه سال‌هایی که در ایران زندگی می‌کنید از آمدن به ایران پشیمان شده باشید؟   نه؛ برای من این اتفاق نیفتاده است، اما این حرف من به این معنی نیست که مهاجران ما گاهی به این موضوع نرسیده باشند. چون من به خاطر موقعیت ادبی و فرهنگی که در جامعه داشتم،  همواره مورد احترام بودم؛ همواره از طرف اهالی ادب ایران، از طرف مطبوعات ایران با احترام زندگی کردم، طبیعتا برای ما سهل‌تر است اما برای مهاجران ما اتفاق افتاده که همان زمان به ایران مهاجرت کرده‌اند و برخی به کشورهای دیگر رفتند. حداقل به دلایل قانونی و صرف‌نظر از  بخش فرهنگی و زبانی و هویت اسلامی و شرقی که افراد در ایران می‌توانند داشته باشند و در کشورهای دیگر این هویت حفظ نشده، اما از نظر قانونی هر کس توانست به کشورهای دیگر مهاجرت کند، نسبت به مهاجران افغان که در ایران هستند، موقعیت شغلی و زندگی بهتری دارد، بسیاری از اقوام ما به کشورهای اروپایی مهاجرت کردند و فرزندانشان تبعه سوئد و فلاند و... شده‌اند، مشغول کار هستند، درس می‌خوانند و تمام آن مزایا و ویژگی‌هایی که ما در ایران از آنها محروم بودیم، آنها از آن برخوردار هستند. به‌هرحال مسائل دیگری هست که ما را به ایران وابسته کرده. ما نباید همزبانی و جنبه‌های فرهنگی را انکار کنیم. در ایران موقعیت برای یک شاعر یا نویسنده، برای کسی که اهل هنر و ادب است غیرقابل انکار است و  جامعه ایران برایش دلپذیرتر است و خیلی از اهالی ادب و نویسندگان ما همیشه دوست داشتند در ایران زندگی کنند نه در کشورهای اروپایی، چون آنجا چهره ادبی‌شان از بین می‌رود. در کنار آن هم، مسأله برگشت به کشور وجود دارد. کسی که خیلی از کشورش دور باشد، نمی‌تواند به راحتی به کشورش بازگردد، اما مهاجر ایران می‌تواند بعد از مدتی به کشور خودش برگردد.   در حال حاضر هم با موج مهاجرت افغان‌ها از راه ایران به اروپا مواجه هستیم، یعنی خیلی از افغان‌ها، ایران را مسیری برای ادامه مهاجرتشان انتخاب کرده‌اند.   بله، اتفاقا من این را می‌خواستم بگویم، این‌که شما می‌گویید از مهاجرت به ایران پشیمان نیستید، خیلی از مهاجران ما به نظرشان می‌رسد که آن‌جا در کشورهای دیگر، برایشان موقعیت بهتری هست و گروه‌گروه از مهاجران ما برای مهاجرت به کشورهای دیگر می‌روند و اگر راه باز باشد، تعدادشان بیشتر هم می‌شود. طبیعتا این افراد که مثلا ٢٠‌سال در ایران زندگی کرده‌اند به قصد مهاجرت دیگری، دوباره از صفر شروع و تمام خطرات را تحمل می‌کنند، به‌هرحال آنها دلایلی برای این کار دارند. آنهایی که به اروپا مهاجرت کرده‌اند، دیگر خودشان را شکست‌خورده احساس نمی‌کنند، آنها می‌گویند که خوب شد رفتیم.   شما طی این سال‌ها به این فکر نکردید که به اروپا بروید؟   نه، به خاطر علاقه‌مندی‌هایی که از نظر فکری، فرهنگی و مذهبی در ایران داشتم و این‌که زمینه فعالیت من در این‌جا بهتر است، ایران ماندم. اگر من در اروپا باشم، آنجا این‌طور نیست که استاد دانشگاه شوم.  نه، آنجا هم محدودیت‌هایی از نظر اشتغال دارد، آنجا هم باید برویم مشغول کارهای کارگری شویم شاید برای من در ایران  مناسب‌تر باشد، اما شما نمی‌توانید به من به‌عنوان نماینده مهاجران افغان نگاه کنید. برای این‌که بسیاری از افرادی که اگر می‌گوییم در ایران کارگری می‌کنند یا در رستوران کار می‌کنند، آنجا در کشورهای دیگر با همان کار کارگری، امنیت شغلی و قانونی دارند که در اینجا (ایران) ندارند. برای یکسری از مهاجران، اگر به مسائل معیشتی فکر کنند، طبیعتا آن کشورها مناسب‌تر است. موضوع دیگری که شما گفتید که برای تو فرقی می‌کند که در ایران زندگی کنی یا در اروپا؟ باید بگویم که من به خاطر این‌که با ایران مناسبت‌هایی دارم، اینجا بهتر است. اما خیلی از مهاجران افغان که از ایران می‌روند به خاطر فرزندانشان می‌روند. فرزندانشان آنجا امکان تحصیل دارند، اما اینجا حتی اگر مهندس یا پزشک شوند، باز هم باید بروند پشت چرخ گلدوزی یا خیاطی بنشینند یا با چرخ در بازار دستفروشی کنند. چنان‌که ما اینها را داریم و خیلی از مهاجران افغان را  می‌بینیم که بعد از اینکه تحصیلاتش تمام شده، رفته و کارگری می‌کنند. این است که آن مهاجر افغان، فکر می‌کند که این طرف (ایران) زندگی‌اش این طور شده، نه بیمه‌ای دارد که وقتی کهنسال شد، آتیه‌اش را تأمین کند و نه خانه‌ای که در میانسالی سرپناهش شود، نه بازنشستگی و ... حالا خودش این‌طور زندگی کرده، چرا فرزندش این طور شود.   شما خودتان بیمه نیستید؟   نه ما بیمه نیستیم، مهاجران را بیمه نمی کنند، البته برخی از بیمه های خاص که شرایط مالی اش یک مقدار دشوار است و مزایای بالایی هم نمی دهد، برای مهاجران ایجاد شده. البته من این را هم باید اضافه کنم و شما حتما ذکر کنید که بنده این دشواری هایی که ذکر می‌کنم، در عین حال می‌پذیرم که همه این دشوارهای ها به مروز زمان و در سال‌های اخیر رو به تقلیل رفته است.   چرا فکر می‌کنید در چند سال گذشته این اتفاق افتاده؟   به این دلیل که فکر می‌کنم جامعه ایران بعد از مدت ها به این باور رسید که مهاجر دیگر برایش یک تهدید نیست و یک ظرفیت و امکان است و یک انس و ارتباط میان جامعه ایران و مهاجران به وجود آمد. طبیعتا مهاجران ما هم توانستند قابلیت‌ها و استعدادهای خود را به جامعه ایران نشان بدهند، مهاجران در سال‌های اول این توانایی را نداشتند، آنها مردمی بودند که وزیر و وکیل و بازرگان و ... نبودند آنهایی که توانایی مادی بالایی داشتند به کشورهای اروپایی رفتند، مهاجرانی که که دستشان از کشورهای اروپایی کوتاه مانده بود، به ایران آمدند. جامعه مهاجر ما از همان اول می‌شود گفت که جامعه کم برخورداری بود، جامعه ای بود که از نظر سطح معیشت و مادی ضعیف بود، این جامعه خیلی نمی توانست در ایران درخششی داشته باشد اما فرزندان اینها استعدادها و توانایی فوق‌العاده داشتند و وقتی بزرگ شدند توانستند خودی نشان دهند، کما اینکه بسیاری از دوستان شاعر و نویسنده ایران، احترام زیادی برای نویسندگان و شاعرانی که در ایران رشد کردند، قائل هستند.   شما شاعرید و اهل کلمه. در همه سال‌هایی که از مهاجرت شما به ایران می‌گذرد قطعا کلماتی درباره شما و هموطنانتان به کار رفته که از آنها ناراحت شده اید. این کلمات چه بوده‌اند؟   بله، مثلا ترکیب «اتباع بیگانه» همیشه من را آزار داده است. مهاجران، اتباع بیگانه نیستند، ما هم نیستیم. از سال‌های دور تا به حال، انواع و اقسام اسامی بر مهاجران اطلاق می‌شده، حتی اسم نهادی که متولی امور مردم افغانستان بود، اسمش شورای هماهنگی امور افاغنه بود که بعدا تغییر کرد و تبدیل شد به شورای هماهنگی اتباع بیگانه.   ولی با همان واژه افاغنه هم موافق نیستید، درست است؟   بله، با توجه به اینکه افاغنه یک نوع جمع بستن است و در دوره هایی یک جور برای تحقیر مردم افغانستان استفاده می‌شد، بار منفی دارد و خوشایند نیست برای مردم ما. زمانی من یک شعری گفته بودم: «نفرینی زمینیم، پس بی سبب نبود، هم وزن با فراعنه آمد افاغنه.» این تعابیر برای ما ناخوشایند بوده، حتی خود اتباع بیگانه، خودش مفهوم بیگانگی را می‌رساند در حالی که ما خودمان را با جامعه ایران، همزبان و هم کیش و هم دل و همراه می‌بینیم. ببینیدکه چقدر از هموطنان ما در جبهه جنگ تحمیلی شهید شده اند و همین الان هم در سوریه می‌جنگند، چند نفر از مهاجران با سختی ها و دشواری های زیاد، در سال‌های سخت، برای سازندگی و بازسازی کشور کار کردند. ما احساس می‌کنیم که جامعه ایران برای ما نزدیک ترین هستند، اگر از مهاجران افغان هم بپرسید که نزدیک ترین کشور به شما کدام است، می‌گویند ایران. بنابراین ترکیب «اتباع بیگانه» برای ما ناخوشایند است، یا تعبیر «افغانی». البته افغانی توهین آمیز نیست، اما از نظر فنی و معنی کلمه، ایراد دارد چون افغانی پول کشور ماست و ما اهالی کشور افغانستان هستیم. بنابراین باید به ما افغان یا افغانستانی بگویند؛ همان طور که به مردم تاجیکستان، تاجیک یا تاجیکستانی می‌گویند نه تاجیکی.   چیزی که برای ما ناگوار بوده استفاده از این نوع کلمات و استناد دادن بعضی امور به ماست، مسائلی که در همه جوامع وجود دارد، مثل جرم و جنایت. جالب است که جامعه افغانستان به نسبت جمعیت خودش و سطح اقتصادی پایین‌تری که دارد، مجرمان کمتری در نظام قضائی ایران دارد. وقتی این طور وانمود می‌شود که مهاجر را یک تهدید می‌بینند برای ما ناخوشایند است، وقتی می‌گویند که مزاحم هستیم، برای ما ناخوشایند است. البته خیلی از دوستان ایرانی ما به این نتیجه رسیده اند که مهاجر افغانستان یک فرصت است.   اگر بخواهید یک جمله درباره ایران بگویید، چه می‌گویید؟   شمشیر روی نقشه جغرافیا دوید/ این‌سان برای ما و تو میهن درست شد. یعنی میهن ها یی كه ما داریم سرزمینی بودند كه به وسیله شمشیر برای اینها خط كشیده شد . یعنی همه ما اعضای یك وطن فرهنگی هستیم.   چطور شد که به افغانستان برنگشتید؟   در اینجا دو قضیه است؛ شخصی و عمومی. اگر بخواهم به عنوان شخصی جواب بدهم واقعیت این است كه بنده دشواری‌هایی در زندگی شخصی‌ام داشتم كه مانع جدا شدن از مشهد شده است به خاطر بعضی از وضعیت‌های خاص زندگی.   چه دشواری‌هایی؟   پدر و مادر سالمندی كه مراقبت از آنها در داخل افغانستان با آن شرایط و امكانات خاصی كه هست دشوار است. دوم اشتغال همسرم در یكی از رسانه های ایران در قسمت برون مرزی كه فقط در قسمتی كه مربوط به افغانستان است می تواند صورت بگیرد. از طرف دیگر یك سری فعالیت های قلمی می كردم كه اگر می خواستم در افغانستان انجام دهم با توجه به ضعف بنیه نهادهای فرهنگی و انتشاراتی كشور از رهگذر فعالیت قلمی معیشت بنده امكان نداشت و طبیعتا باید فعالیت های قلمی را كنار می گذاشتم چون مثل ایران نیست كه آدم بتواند با حق تالیف كتاب زندگی كند یا اینكه با داوری مسابقات شعر و یا گرداندن جشنواره و جلسات شعر و امثال اینها. طبیعتا اگر داخل افغانستان می رفتم باید فعالیت های قلمی را كنار می گذاشتم و مشغول شغل دیگری می‌شدم و این همه سال‌هایی كه ١٥ عنوان كتاب و مقاله و صدها كتابی كه ویراستاری كردم اینها تحقق پیدا نمی كرد. موضوع دیگری هم دخیل است كه برای غلب مهاجرانی كه از سال‌های قدیم ماندند اینجا و خانواده تشكیل داده اند قابل درك است و آنها وضعیت فرزندان این افراد است. ما خودمان را وابسته به جامعه افغانستان می دانیم اما فرزندان‌مان از لحاظ فرهنگی و معاشرت بار آمدن و از لحاظ لهجه و عادت های زندگی در واقع فرزندان كشور ایران هستند و اگر اینها را از ایران ببریم، مهاجر محسوب می‌شوند.   به افغانستان سفر می‌کنید؟ سالی چند بار؟   بنده به افغانستان سفر می‌کنم، بله. البته در مجموع اینکه کمتر میسر شده به افغانستان سفر کنم به این خاطر بوده که شرایط زندگی و وضعیت خانه ام طوری است که به طور کلی کم سفر می‌کنم، حتی سفر داخلی ایران. زندگی من محدودیت های خاصی دارد که سفر را برایم دشوار می‌کند از جمله مادر سالمندم که سایه اش بالای سرم است. طبیعتا اگر این دشواری ها نمی بود بیشتر دوست داشتم که داخل کشور حضور داشته باشم. منتهی همین جا هم بیشتر علاقه مند هستم که کارم مرتبط با افغانستان باشد.   وضعیت کنونی اجتماعی و به خصوص زنان و کودکان را در داخل افغانستان چطور می‌بینید؟   با توجه به تداوم جنگ در افغانستان، تصوری که ما از بهبود اوضاع داشتیم محقق نشد. و طبیعتا دشواری های اقتصادی که داخل کشور وجود دارد، به وضعیت معیشت تا حدود زیادی آسیب زده و این در سال‌های جنگ همه زیربناهای اقتصادی را متلاشی تر از پیش کرد. بعد از این هم جنگ های پیاپی دوران طالبان و در دوران جدیدِ طالبان موجب شد   متاسفانه سامانی نباشد. به همین دلیل هنوز در داخل کشور مهاجرینی داریم که سعی دارند که به کشورهای دیگر بروند. اما چیزی در مردم افغانستان هست و آن مقداری انگیزه، استعداد، تلاش و سخت کوشی است. با توجه به این تنگناها، به نظر می‌رسد کشور در حال پیشرفتِ خوبی است، با این همه هنوز فاصله دارد تا زمانی که مهاجرانش از بازگشت به آن خشنود باشند. این است که بسیاری از مهاجران هنوز به کشور بازنگشته‌اند.   اخیراً شعری در رابطه با کشورتان یا هموطنانتان سروده‌اید؟   بیشتر شعرهای من در این سال‌ها درباره وضعیت کشورم بوده. این شعر که می‌خوانم به نوعی با وضعیت مهاجران و این مهاجرت های دوباره ارتباط دارد و حکایت دردهایی است که گفتم. نام این شعر «سنگ پشت پرنده» به معنی لاک‌پشت پرنده است و حکایت لاک‌پشتی که می‌خواست از برکه ای مهاجرت کند و به کمک پرنده ها چوبی به دهان گرفت و با آنها پرواز کرد اما دهانش را باز کرد و افتاد. این تمثیلی است برای مهاجرینِ دوباره که در سال‌های اخیر به خاطر تنگناهای مهاجرت، ناچار به مهاجرت به کشور دیگری شده اند و اینجا ترسیمش کردم.   فصل کوچ پرندگان شده است   چه نشسته‌ای که من دلم تنگ است   سنگ پشت پرنده باش و برو   برو آنجا که نور و آهنگ است... ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 07:25:58 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34655/وزیر-ارشاد-حکم-رسمی-یک-مهاجر-امضا-عکس دانشجویان چگونه تقلب می‌کنند؟ +تصاویر http://www.etelaterooz.ir//news/34663/دانشجویان-چگونه-تقلب-می-کنند-تصاویر  اطلاعات روز# تقلب راه میان بری است که محصلان برای کسب نمره به سراغ آن می روند. تخلفی که رفته رفته وجه غیرقانونی بودنش را بین عموم از دست داده و افراد برای انجامش هر روز از ترفندهای جدید استفاده می کند. «درس بخوانید برای اخذ مدرک نه برای درک  مطلب» این جمله شاید این روزها به بزرگترین مانیفست بچه محصل­های سرزمینمان تبدیل شده است تا جایی که آدم‌ها همه تلاششان در جهت تحصیل در مدرسه و دانشگاه را منعطف به گرفتن نمره می‌کنند و هرز گاهی کار را به جایی می‌رسانند که دیگر برای خیلی‌هایمان مهم نیست که هدف وسیله را توجیه می‌کند یا نه ؛ برای همین می‌توان گفت تقلب در ایام امتحانات تنها راه میان بری است که می‌تواند برای بسیاری حکم نجات از مهلکه مردود شدن را داشته باشد و از این رو دانش آموزان و دانشجویان ایرانی همیشه در صدد این هستند که برای موفقیت هر چه بیشتر دست به راه‌ها و سبک‌های متفاوت بزنند. به همین بهانه و با سپری کردن ایام امتحانات به سراغ راه و روش‌های متفاوت تقلب رفتیم. روش‌هایی که هر کدامشان با اینکه یک تخلف محسوب می‌شوند ولی درکنارش به خلاقیت دانش آموزان و دانشجویان ایرانی پهلو می‌زنند. فرمول را در ماشین‌حساب مهندسی نوشتیم دانشجویان مختلف هرکدامشان بسته به رشته‌هایی که در آن درس می‌خوانند روش‌های متفاوتی برای تقلب کردن در امتحان در پیش می‌گیرند.  علی و امین که هر دو نفرشان از دانشجویان  رشته مهندسی هستند می‌گویند در کنار روش‌های سنتی‌ای که بین دانشجویان تمام رشته‌ها متداول است یکی از روش‌هایی که شاید بیشتر مختص بچه‌های ریاضی و فنی باشد کاربرد و استفاده از ماشین‌حساب است.« خیلی‌ها می‌دانند که در رشته‌های مهندسی و فنی بردن ماشین‌حساب سر جلسه امتحان ممنوع نیست و همه دانشجویان می‌توانند سر جلسه از آن استفاده کنند اما یکی از ویژگی‌هایی که ماشین‌حساب مهندسی نسبت به بقیه دارد حافظه آن است . یعنی شما می‌توانید به اندازه دو تا سه صفحه ورقه امتحانی در ماشین‌حسابتان فرمول بنویسید و  بعد از آن استفاده کنید مثلاً یک بار یکی از استادهای ما  گفته بود که از ۲۳ سوال مشخص در جزو سه سوال برای امتحان می‌دهد. من ۲۱سؤال از آن ۲۳ سؤال را توی حافظه ماشین‌حسابم جا دادم ولی از شانس بدم دو سؤال از سه سؤالی که استاد در امتحان داده بود دقیقا همان‌هایی بود که در حافظه جا نشده بود و من آن امتحان را افتادم. همین شد که ترم بعد ماشین‌حساب بهتری خریدم.(با خنده)» با موبایل سؤال را ارسال و جواب را دریافت می‌کنیم با پیشرفت تکنولوژی و همه گیر شدن استفاده از تلفن همراه  رفته رفته روش سنتی در تقلب هم جای خودش را به روش‌ها نوین و به روزتر داد به شکلی که این روزها استفاده از موبایل در بین دانشجویان تبدیل به یکی از ابزارهای مهم و کلیدی در تقلب شده است. سعید دانشجوی مهندسی مواد یکی از دانشگاه‌های سراسر است او درباره کاربرد موبایل در امتحانات این طور می‌گوید:« یکی از کارهایی که در حین امتحانات در دانشگاه ما انجام می‌دهند این است که امکان دسترسی به اینترنت را قطع می‌کنند تا بچه‌ها نتوانند از تلگرام و واتس آپ استفاده کنند ولی خب کاری که بچه‌ها می‌کنند این است که از بلوتوث استفاده می‌کنند به شکلی که عده‌ای پشت درهای ورودی می‌ایستند تا بچه‌ها با بلوتوث عکس سؤالات را بفرستند و متقابلاً از بیرون عکس پاسخ سؤالات را هم دریافت کنند.» اما پریسا که دانشجوی حسابداری دانشگاه علمی کاربردی است می‌گوید در دانشگاه آنها حتی مشکل اینترنت هم وجود ندارد و بچه‌ها به راحتی می‌توانند از تلگرام استفاده و سؤال و جواب‌ها را با یکدیگر رد و بدل کنند. تقلب نویسی با خودکارهای نامرئی «به همراه داشتن هر گونه نوشته یا برگه اضافی، جزوه، کتاب و هر وسیله‌ای غیر از برگه امتحانی در جلسه آزمون تقلب محسوب می‌شود.»این جمله آشنایی است که حتماً همگی ما در طول دوران تحصیلمان با آن رو به رو شده ایم؛ ولی نکته جالب توجه درباره این اخطاریه این است که در بیشتر مواقع دانش آموزان و دانشجویان درحین امتحان از خود این برگه برای تقلب کردن استفاده می‌کنند. با این حال نکته جالب‌توجه در استفاده از این برگه که بیش از پیش خیال افراد را راحت می‌کند آمدن نوشت‌افزارهای جدید است تا جایی که نازنین دانش‌آموز سال اول دبیرستان درباره کارایی آنها این‌طور می‌گوید « خوبی این خودکارها این است که در ظاهر نامرئی می‌نویسند یعنی شما از قبل می‌توانید به راحتی پیش از امتحان تمام جواب‌ها و نکات کلیدی را با خیال راحت پشت کارت ورود به جلسه بنویسید بدون اینکه اصلاً چیزی مشخص باشد ولی در حین امتحان با استفاده از نور لامپ کوچکی که روی خود خودکار است به راحتی از پاسخ‌ها استفاده کنید.» با روش دنده‌ای تست می‌زنیم احسان دانشجوی روابط عمومی دانشگاه پیام نور است او می‌گوید در کنار راه‌های پر دردسر و پر خطر امتحانات تشریحی برای امتحانات تستی راه‌های راحت‌تری وجود دارد تا افراد به آسانی به پاسخ‌های موردنیازشان برسند. یکی از این روش‌ها روش دنده‌ای است.«این روش به شکلی است که بچه‌ها با پاهایشان و با در نظر گرفتن الگوی دنده‌های اتومبیل تست‌ها را جواب می‌دهند؛ یعنی اگر جواب گزینه یک باشد باید پایتان را جلو بگذارید یا اگر جواب دو باشد پایتان را عقب بگذارید و به همین ترتیب جواب سؤالات بعدی» با کف کفش کنار دستی هایمان به سؤالات پاسخ می‌دهیم یکی از ویژگی‌هایی که بیش از پیش به کارآمد بودن تقلب در جلسات امتحانی کمک می‌کند همکاری و تعاملی است که در حین برگزاری امتحان بین دانش آموزان و دانشجویان شکل می‌گیرد تا جایی که حامد؛ یکی از دانش آموزان سال دوم دبیرستان می‌گوید یکی از کارهایی که برای تقلب انجام می‌دهند این است که برگه‌های تقلب را در قطعات کوچک و با ماژیک پررنگ  به صورت ریز می‌نویسند و آن را در قطعات متوسط کف کفش آدم‌های کنار دستی شان می‌چسبانند به شکلی که حین امتحان با پا روی پا انداختن طرف مقابل شما می‌توانید از  جواب‌های سؤالات امتحان استفاده کامل را ببرید. ساخت قرقره در لوله‌های خودکار یکی از حرفه‌ای‌ترین روش‌های تقلب در طی چند سال گذشته شاید به همین روش تعلق بگیرد روشی که شاید ساخت آن کمی زمان بر باشد اما بعد از آن می‌تواند بیشترین بازدهی در نمره آوردن را برای دانشجو یا دانش‌آموز موردنظر داشته باشد به شکلی که شما در این روش می‌توانید با فنر و قرقره در دو طرف خودکارتان جواب‌های مورد نظر را بنویسید و آن را در لوله خودکارتان جاساز کنید. چرا تقلب می‌کنیم؟/ ما با این سیستم بزرگ شدیم شب امتحان چیست؟ شبی است که دانشجویان ایران زمین متفق‌القول تصمیم می‌گیرند از نیمسال بعد حتماً در طول ترم ساعاتی را به مطالعه‌ی دروس بپردازند.اما اغلب دچار فراموشی می‌شوند. برای همین هم تقلب شاید اولین و آخرین گزینه برای کسانی باشد که این دوران را با کابوس مشروط و مردود شدن  سپری می‌کنند. «شاید هر حرفی بزنم توجیه به نظر بیاید ولی اتفاقی که نمی‌شود آن را انکار کرد این است که ما با این سیستم بزرگ شدیم شما خودتان از کلاس اول دبستان تا به الان را به یاد بیاورید، می‌بینید که نه معلم‌ها و نه خانواده‌ها هیچ وقت یاد گرفتن و نگرفتن درس برایشان مهم نبود همیشه آن کسی عزیز دردانه بقیه به حساب می‌آمد که نمره بالاتری داشته باشد. این نمره است که همیشه برای همه ما مهم بوده و بعدها تبدیل به یک دغدغه بزرگ‌شده حالا گرفتنش هم می‌تواند با درس خواندن باشد هم می‌تواند با تقلب کردن.» به خاطر ترس از شهریه‌ها تقلب می‌کنیم رضا دانشجوی سال سوم مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد است. او می‌گوید دغدغه نمره داشتن و ترس از افتادن بین دانشجویان دانشگاه آزاد بیشتر از دانشگاه‌های سراسری است و این طور تقلب کردنش را توجیه می‌کند.« راستش را بخواهید من در دوره مدرسه انقدر توی خط تقلب کردن نبودم این موضوع چندان برایم مهم نبود ولی از وقتی که دانشگاه قبول شدم و درگیر شهریه‌ها بیشتر زمانم به جای درس خواندن به کار کردن می‌رود از طرفی هم شهریه‌های هر ترم ما بالای یک میلیون است برای همین اصلاً نمی‌توانم روی افتادن ریسک بکنم و به ناچار به تقلب متوسل می‌شوم.» معلممان به کلید سؤالات ۱۰ داده بود اما یکی دیگر از دانش آموزان تقلب کردنش برای تقلب کردن و خلاقیت به خرج دادن در این راه بهانه دیگری می‌آورد و می‌گوید گاه بد درس دادن معلم‌ها و سخت‌گیری بیش از اندازه آنها باعث می‌شود تا ما سراغ تقلب کردن برویم مثلا همین امسال ما معلم ریاضی داشتیم که خودش می‌گفت چند سال پیش مصحح حوزه امتحان نهایی بوده و موقع تصحیح به کلید ۱۰ داده است خب شما تصور کنید به ما چقدر می‌دهد. مراقب‌ها بابت حق‌السکوت ۵۰هزار تومان می‌گیرند تا پیش از این بسیاری از ما تصور می‌کردیم که برای انجام یک تخلف و تقلب در امتحان مهارت خود شخص و در عین حال تعامل بین فردی دانشجویان می‌تواند از دو فاکتور موفقیت‌آمیز این امر باشد اما امین می‌گوید که در کنار این دو مورد، توجه به مراقبان امتحان مورد سومی است که باید دانشجویان در حین تقلب حتماً آن را در نظر بگیرند ولی نکته جالب توجه رویکرد نوینی است که افراد و مراقبان در برخورد با یکدیگر و به تازگی در پیش گرفته‌اند و طی یک معامله به توافق رسیده‌اند.«در طول این چند سالی که من دانشجوی رشته مهندسی هستم شاید از بین مراقبان زیادی امتحانی چهار پنج نفری باشند که کاملاً با فوت های کوزه‌گری تقلب آشنایی دارند و می‌توانند مچ دانشجو را بگیرند که بچه‌ها با آن چند نفر هم وارد مذاکره شده‌اند طوری که به ازای هر تقلبی که از بچه‌ها می‌گیرند بچه‌ها ۵۰ هزار تومان حق‌السکوت به آن‌ها می‌دهند.» ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 07:57:05 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34663/دانشجویان-چگونه-تقلب-می-کنند-تصاویر عکس/ مهدکودک کرمان 55سال پیش http://www.etelaterooz.ir//news/34675/عکس-مهدکودک-کرمان-55سال-پیش ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 09:24:05 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34675/عکس-مهدکودک-کرمان-55سال-پیش فیلم/ حضور "ستار" خواننده سلطنت طلب در تلویزیون http://www.etelaterooz.ir//news/34679/فیلم-حضور-ستار-خواننده-سلطنت-طلب-تلویزیون فیلم ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 10:21:32 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34679/فیلم-حضور-ستار-خواننده-سلطنت-طلب-تلویزیون مادر "کتایون ریاحی" درگذشت +عکس http://www.etelaterooz.ir//news/34680/مادر-کتایون-ریاحی-درگذشت-عکس به گزارش اطلاعات روز# کتایون ریاحی بازیگر سینما و تلویزیون و مدیرعامل و بنیانگذار بنیاد نیکوکاری "کمک، کیش مهر کتایون"، در سوگ مادر خود نشست. «گیتی ریاحی» مادر «کتایون ریاحی» صبح روز شنبه دار فانی را وداع گفت.«کتایون ریاحی» باریگر سینما و تلویزیون می باشد که پس از ایفای نقش زلیخا در سریال "یوسف پیامبر" از دنیای بازیگری کناره‌گیری کرد.   کتایون ریاحی و مادرش ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 09:45:58 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34680/مادر-کتایون-ریاحی-درگذشت-عکس افزایش ۸ برابری دانشجوی خارجی +جدول http://www.etelaterooz.ir//news/34657/افزایش-۸-برابری-دانشجوی-خارجی-جدول  اطلاعات روز# نمایندگان مجلس، تکالیف آموزش عالی و علم و فناوری را در برنامه ششم توسعه مشخص کردند که طبق آن، تا سال ۹۶ باید سهم دانشجوی خارجی در کشور ۸ برابر شود. کمیسیون تلفیق لایحه برنامه ششم توسعه مجلس در راستای بررسی لایحه برنامه ششم توسعه، بخش هایی از تکالیف مربوط به آموزش عمومی و عالی و علم و فناوری را تصویب کرد که بخش های از آن به شرح زیراست : براساس ماده ۸۲- دولت موظف است به منظور حضور موثر نظام آموزش عالی کشور در تولید، توسعه و نشر علم و فناوری و تربیت دانشجو در سطح بین‌المللی و برقراری توازن و ارتقای کیفیت آموزش عالی و پژوهش و فناوری، در طول برنامه جداول مربوط را اجرایی کند. عنوان واحد ۱۳۹۶ ۱۳۹۷ ۱۳۹۸ ۱۳۹۹ ۱۴۰۰ سهم دانشجویان خارجی درصد ۰.۸ ۱ ۱.۲ ۱.۵ ۱.۸ سهم دانشجویان غیردولتی درصد ۴۴.۲ ۴۴.۳ ۴۴.۶ ۴۴.۸ ۴۵ نسبت دانشجو به هیأت علمی تمام وقت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دستگاه‌های اجرایی (حضوری) نفر ۲۵ ۲۴ ۲۲ ۲۰ ۲۰ نسبت دانشجو به هیأت علمی تمام وقت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (حضوری) نفر ۱۱ ۱۱ ۱۰ ۱۰ ۱۰ نسبت دانشجو به هیأت علمی تمام وقت دانشگاه‌های غیر دولتی   نفر ۵۳ ۵۰ ۴۷ ۴۵ ۴۳ نسبت هیأت علمی تمام وقت استادیار به بالا به کل هیأت علمی تمام وقت در دانشگاه‌های وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (حضوری) نفر ۸۸ ۸۹ ۹۰ ۹۱ ۹۲ نسبت هیأت علمی تمام وقت استادیار به بالا به کل هیأت علمی تمام وقت در دانشگاه‌های وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نفر (حضوری) نفر ۸۷ ۸۹ ۹۱ ۹۲ ۹۳   براساس این گزارش، سهم دانشجویان خارجی تا سال ۹۶  باید به ۸ برابر افزایش یابد. همچنین دانشجویان دانشگاه های غیردولتی نیز در سال آینده باید ۲.۴۴ درصد افزایش یابند. همچنین نسبت دانشجو به هیأت علمی تمام وقت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دستگاه‌های اجرایی (حضوری) ۲۵ به یک و نسبت دانشجو به هیأت علمی تمام وقت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (حضوری) ۱۱ دانشجو به یک نفر و نسبت دانشجو به هیأت علمی تمام وقت دانشگاه‌های غیر دولتی  ۵۳ به یک نفر است. همچنین نسبت هیأت علمی تمام وقت استادیار به بالا به کل هیأت علمی تمام وقت در دانشگاه‌های وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (حضوری) باید در سال آینده به ۸۸ نفر برسد. و نسبت هیأت علمی تمام وقت استادیار به بالا به کل هیأت علمی تمام وقت در دانشگاه‌های وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نفر (حضوری) به ۸۷ نفر در سال ۹۶ برسد. عنوان واحد ۱۳۹۶ ۱۳۹۷ ۱۳۹۸ ۱۳۹۹ ۱۴۰۰ تعداد دانشجو نفر ۴۵۴۴۰۰۰ ۴۴۶۱۰۰۰ ۴۳۸۰۰۰۰ ۴۳۲۰۰۰۰ ۴۳۰۰۰۰۰ نرخ ناخالص ثبت نام (جمعیت ۲۴-۱۸ سال) درصد ۵۱.۹ ۵۳.۰ ۵۳.۷ ۵۴ ۵۴ تعداد دانشجویان داخلی نفر ۴۴۹۸۰۰۰ ۴۴۰۵۰۰۰ ۴۳۱۴۰۰۰ ۴۲۲۵۰۰۰ ۴۲۲۳۰۰۰ سهم دانشجویان کاردانی به کل دانشجویان درصد ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ سهم دانشجویان تحصیلات تکمیلی به کل دانشجویان درصد ۲۴ ۲۶ ۲۸ ۳۰ ۳۰ سهم آموزشهای مهارتی تا پایان برنامه در نظام آموزشهای رسمی آموزش متوسطه و آموزش عالی آموزش و پرورش درصد ۳۸ ۴۰ ۴۳ ۴۷ ۵۰ آموزش عالی درصد ۲۰ ۲۲ ۲۴ ۲۷ ۳۰ تعداد دانشجویان گروه علوم پایه به کل دانشجویان نفر ۳۱۸۴۰۰ ۳۳۹۸۰۰ ۳۶۲۶۰۰ ۳۷۰۰۰۰ ۳۸۷۰۰۰ تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی گروه علوم پایه نفر ۱۰۶۰۰۰ ۱۱۷۰۰۰ ۱۲۹۰۰۰ ۱۳۵۰۰۰ ۱۴۳۰۰۰ تعداد دانشگاه‌های در زمره ۱۰۰ دانشگاه برتر آسیا عدد ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ تعداد شعب خارجی دانشگاههای کشور عدد ۶ ۸ ۱۰ ۱۳ ۱۶   براساس این گزارش،  تعداد دانشجویان تا سال ۹۶ به ۴ میلیون و ۵۴۴ هزار نفر و تعداد دانشجویان داخلی به ۴ میلیون و ۴۹۸ نفر افزایش یابد. همچنین سهم دانشجویان کاردانی به کل دانشجویان ۱۹ درصد و سهم دانشجویان تحصیلات تکمیلی به کل دانشجویان ۲۴ درصد افزایش یابد. سهم آموزشهای مهارتی تا پایان برنامه در نظام آموزشهای رسمی آموزش متوسطه و آموزش عالی تا سال ۹۶ باید به ۲۰ درصد ارتقاء یابد. همچنین تعداد دانشجویان گروه علوم پایه به کل دانشجویان به ۳۱۸ هزارو ۴۰۰ نفر و تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی گروه علوم پایه به ۱۰۶ هزارنفر افزایش یابد. همچنین تعداد دانشگاه‌های در زمره ۱۰۰ دانشگاه برتر آسیا در سال ۹۶ باید به ۶ عددو تعداد شعب خارجی دانشگاه های کشور نیز به ۶ عدد افزایش یابد. ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 07:33:25 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34657/افزایش-۸-برابری-دانشجوی-خارجی-جدول عکس/ بابك حميديان در کنار همسرش http://www.etelaterooz.ir//news/34644/عکس-بابك-حميديان-کنار-همسرش   ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 05:06:51 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34644/عکس-بابك-حميديان-کنار-همسرش اولین جشنواره فیلم فجر چگونه برگزار شد؟ http://www.etelaterooz.ir//news/34686/اولین-جشنواره-فیلم-فجر-چگونه-برگزار  اطلاعات روز# اولین جشنواره فیلم فجر با ۴۱ فیلم در سه بخش در سال ۱۳۶۱ کار خود را آغاز کرد.   کمتر از 10 روز به آغاز سی‌وپنجمین رقابت فجر باقی‌مانده است، رقابتی که شاید همانند گذشته برای مردم هیجان نداشته باشد؛ اما همچنان نفسهایش برای مردم سینما دوست و سینماروی ایران گرم است. هنوز سینه‌فیلهایی هستند که برای دست یافتن بلیتهای جشنواره سرودست می‌شکنند؛ اما این اشتیاق کار خود را از کجا شروع کرد؟ چه کسانی برگزیده اولین دوره برگزار جشنواره فیلم فجر شدند؟   نخستین جشنواره فیلم فجر در بهمن‌ماه سال 1361 در تهران به دبیری حسین وخشوری کار خود را آغاز کرد. زمانی که مقارن با حضور رزمندگان کشورمان در جبهه‌های جنگ بود و شور حال بسیار ویژه‌ای در کشور به وجود آورد بود. شورحالی که می‌توان آنها را در فیلمهای تولید آن زمان هم مشاهده کرد. مجری برگزاری نخستین جشنواره فیلم بنیاد سینمایی فارابی بود و وزارت ارشاد تنها به صورت ناظر همراه این جشنواره بود.   اولین جشنواره فیلم فجر در سه بخش مسابقه آماتور، بخش فیلمهای حرفه‌ای و بخش جنبی برگزار شد و آثار آن به شرح زیر بود:   بخش مسابقه آماتور       بچه‌های دیار صفا     علمدار     خرمشهر61     باهم برای ایثار     یا زهرا(س)     کدام مکتب است این     خرمشهر شهر عشق شهر خون     آمریکا نابود است     بربال ملائک   بخش فیلمهای حرفه‌ای       «ابراهیم در گلستان» به کارگردانی ایرج امامی     «دادا» به کارگردانی ایرج قادری     «سفیر» به کارگردانی فریبرز صالح     «مرگ یزدگرد» به کارگردانی بهرام بیضایی     «آفتاب نشین‌ها» به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده     «اشباح» به کارگردانی محمدرضا میرلوحی     «برنج خونین» به کارگردانی امیرقویدل     «توجیه» به کارگردانی منوچهر حقانی     «جاده» به کارگردانی محمدعلی سجادی     «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی     «در محاصره» به کارگردانی اکبر صادقی     «دست شیطان» به کارگردانی حسین زندباف     «عصیانگران» به کارگردانی جهانگیر جهانگیری     «فرمان» به کارگردانی کوپال مشکوت     «فاصل خون» به کارگردانی حبیب کاووش     «مرز» به کارگردانی جمشید حیدری     «از فریاد تا ترور» به کارگردانی منصور تهرانی     «اعدامی» به کارگردانی محمدباقر خسروی     «خانه‌ آقای حقدوست» به کارگردانی محمود سمیعی     «خونبارش» به کارگردانی امیر قویدل     «دانه‌های گندم» به کارگردانی حسن رفیعی     «طلوع انفجار» به کارگردانی پرویز نوری     «کرکس‌ها می‌میرند» به کارگردانی جمشید حیدری     «موج طوفان» به کارگردانی منوچهر احمدی     «جنگ اطهر» به کارگردانی محمد‌علی نجفی     و «سقوط 57» به کارگردانی باربد طاهری   بخش جنبی       چشم انداز سینمای کوبا     سینمای ایتالیا از نئورئالیسم تا امروز     سرخ پوستان و سیاه پوستان در سینما     سینمای کودکان و نوجوانان     سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی   اولین جشنواره فیلم فجر در حالی در 22 بهمن سال 1361 به کار خود پایان داد که هیچ فیلمی در بخش فیلمهای حرفه‌ای جایزه‌ای دریافت نکرد و کمیته گزینش فیلمها علت این موضوع را اینگونه اعلام کرد:«در اولین سال برگزاری جشنواره فیلم فجر نتوانستیم از میان فیلم‌های 35 میلی‌متری فیلمی را به عنوان الگو انتخاب کنیم، به همین خاطر هیچ فیلمی در بخش فیلمهای حرفه‌ای جایزه دریافت نخواهد کرد».   سیف‌الله داد، محمد اعتصامی، رضا انصاریان، حمید دهقانپور، محمدعلیان و ناصر عبداللهی از جمله داوران   اولین جشنواره فیلم فجر بودند. ]]> علمی فرهنگی Tue, 17 Jan 2017 10:35:51 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/34686/اولین-جشنواره-فیلم-فجر-چگونه-برگزار