پایگاه خبری تحلیلی اطلاعات روز - آخرين عناوين اجتماعی :: نسخه کامل http://www.etelaterooz.ir/social Sun, 20 Aug 2017 21:37:04 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اطلاعات روز http://www.etelaterooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اطلاعات روز آزاد است. Sun, 20 Aug 2017 21:37:04 GMT اجتماعی 60 حذف تندروها از سازمان محیط زیست/ کلانتری در مسیر اعتدال http://www.etelaterooz.ir//news/45696/حذف-تندروها-سازمان-محیط-زیست-کلانتری-مسیر-اعتدال به گزارش اختصاصی اطلاعات روز# بعد از انتصاب عیسی کلانتری به ریاست سازمان محیط زیست بسیاری از تحلیلگران به دلیل عقبه سیاسی این چهره اصلاحطلب وی را مهره معصومه ابتکار میدانستند   اما کلانتری فقط چند روز از حضور در سازمان در اقدامی شجاعانه سلاح تغییرات خود را به سمت یاران ابتکار نشانه رفت و مهره های اصلی و وابسته به بانوی سبز را تغییر داد.   کلانتری در اولین تغییر خود محمد مجابی نزدیکترین فرد به معصومه ابتکار را عزل و کریم شافعی چهره مستقل و غیر سیاسی را جایگزین وی کرد .   رییس جدید سازمان محیط زیست در دومین تغییر خود فرهاد دبیری که دکتری وی محل بحث بود و از سال ۷۷ به حلقه یاران ابتکار پیوسته بود را عزل و حمید ظرابی چهره نزدیک به اصولگرایان معتدل را جایگزین وی کرد.   محمد سعید صافی گلپایگانی نیز در بدو ورود سرپرست حوزه ریاست شد تا سازمان محیط زیست از سیاست فاصله بگیرد و به وظیفه ذاتی خود بپردازد ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 11:37:35 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45696/حذف-تندروها-سازمان-محیط-زیست-کلانتری-مسیر-اعتدال آخرین وضعیت حمیدصفت/ او مرتکب قتل عمده شده http://www.etelaterooz.ir//news/45693/آخرین-وضعیت-حمیدصفت-او-مرتکب-قتل-عمده-شده اطلاعات روز# سرپرست دادسرای امور جنایی تهران گفت: «حمید صفت» - خواننده رپ - در بازداشت موقت بسر می‌برد.   محمد شهریاری گفت: حمیدرضا صفت فعلا در بازداشت موقت است تا اقدامات لازم انجام شود.   وی عنوان کرد: او مرتکب قتل عمد شده است.   شهریاری در خصوص اینکه در فضای مجازی عنوان شده که نامبرده آزاد شده است، گفت: این موضوع صحت ندارد. ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 11:24:41 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45693/آخرین-وضعیت-حمیدصفت-او-مرتکب-قتل-عمده-شده تصاویر/ حاشیه‌های آخرین جلسه شورای شهر http://www.etelaterooz.ir//news/45685/تصاویر-حاشیه-های-آخرین-جلسه-شورای-شهر اطلاعات روز# آخرین جلسه شورای شهر تهران امروز یکشنبه برگزار شد تا جلسه بعدی با حضور منتخبان شورای پنجم در همین سالن برگزار شود؛ سالنی که در 4سال گذشته شاهد اتفاقات زیادی بود.    از انتخاب پر حاشیه شهردار گرفته تا قهر و آشتی‌های سیاسی و زد و خوردهای اعضای ورزشکار جلوی چشم همکارانشان. حاشیه‌های آخرین جلسه شورای چهارم را در گزارش تصویری زیر ببینید.     ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 10:54:09 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45685/تصاویر-حاشیه-های-آخرین-جلسه-شورای-شهر 10 نشانه مسمومیت غذایی http://www.etelaterooz.ir//news/45683/10-نشانه-مسمومیت-غذایی اطلاعات روز# به دلیل این که انواع مختلفی از ارگانیسم ها می توانند زمینه ساز مسمومیت غذایی شوند، علائم و شدت آن می تواند متفاوت باشد.   مسمومیت غذایی یک بیماری ناشی از مصرف مواد غذایی یا نوشیدنی های حاوی باکتری ها، ویروس ها یا انگل های مضر است.   به نقل از "اتوریتی نیوتریشن"، در شرایطی که بسیاری از مواد غذایی به طور بالقوه حاوی موجودات مضر هستند، اما به طور معمول طی پخت و پز آنها از بین می روند. با این وجود، اگر بهداشت رعایت نشود و مواد غذایی به روش درست ذخیره و نگهداری نشوند، به عنوان مثال، عدم شستشوی دست ها یا نگهداری گوشت خام در یخچال، حتی غذاهای پخته نیز می توانند آلوده بوده و موجب بیماری شوند. خوردن مواد غذایی حاوی سموم مضر نیز می تواند دلیل مسمومیت غذایی باشد. این سموم می توانند به طور طبیعی در غذاها وجود داشته باشند، مانند برخی گونه های قارچ، یا توسط باکتری در غذایی که فاسد شده است، تولید شوند. به دلیل این که انواع مختلفی از ارگانیسم ها می توانند زمینه ساز مسمومیت غذایی شوند، علائم و شدت آن می تواند متفاوت باشد. افزون بر این، از زمانی که غذای مسموم را مصرف می کنید تا زمانی که علائم ظاهر می شوند می تواند از چند ساعت تا چند روز متغیر باشد، از این رو، شناسایی مجرم اصلی دشوار می شود. برخی مواد غذایی در زمینه مسمومیت غذایی نسبت به بقیه خطر بیشتری ایجاد می کنند، که از آن جمله می توان به گوشت و مرغ به خوبی پخته نشده، تخم مرغ، محصولات لبنی پاستوریزه نشده، نرمتنان صدفدار و میوه ها و سبزیجات نشسته اشاره کرد. در ادامه با برخی از علائم شایع مسمومیت غذایی بیشتر آشنا می شویم. درد و گرفتگی شکمی درد شکمی در ناحیه زیر قفسه سینه و بالای لگن احساس می شود. در موارد مسمومیت غذایی، ارگانیسم های مضر می توانند سمومی را تولید کنند که دیواره داخلی معده و روده ها را تحریک می کنند. این شرایط می تواند به شکل گیری التهاب در معده منجر شود، که ممکن است درد در ناحیه شکم را موجب شود. افراد مبتلا به مسمومیت غذایی ممکن است گرفتگی در ناحیه شکم را نیز تجربه کنندف زیرا عضلات شکم منقبض می شوند تا حرکات طبیعی روده را به منظور خلاص شدن از شر ارگانیسم های مضر در کوتاه‌ترین زمان ممکن تسریع کنند. با این وجود، درد و گرفتگی های شکمی شایع هستند و می توانند به دلایل مختلف شکل بگیرند. بر همین اساس، این علائم ممکن است به تنهایی نشانه ای از مسمومیت غذایی نباشند. افزون بر این، تمام موارد مسمویت غذایی به درد یا گرفتگی شکمی منجر نمی شوند. اسهال اسهال در قالب مدفوع شل و آبکی توصیف می شود که سه بار یا بیشتر طی 24 ساعت رخ می دهد. این شرایط به طور معمول نشانه ای از مسمویت غذایی است. اسهال زمانی رخ می دهد که کارایی روده برای بازجذب آب و دیگر مایعات ترشح شده طی فرایند گوارش به واسطه التهاب کاهش می یابد. همچنین، اسهال ممکن است با علائم دیگر، مانند حس نیاز به استفاده از توالت، نفخ یا گرفتگی های شکمی همراه باشد. از آنجایی که فرد مبتلا به اسهال آب بیشتری را نسبت به شرایط عادی از دست می دهد، در معرض خطر کم آبی بدن قرار می گیرد. در نتیجه، نوشیدن مایعات به منظور تامین آب مورد نیاز بدن اهمیت دارد. افزون بر آب، غذاهای مایع مانند سوپ نیز می توانند به مقابله با کم آبی بدن کمک کنند و اگر قادر به مصرف غذاهای جامد نیستید، مقداری انرژی نیز برای شما تامین کنند. برای بررسی این که با کم آبی مواجه هستید یا خیر به رنگ ادرار توجه داشته باشید. در حالت عادی رنگ ادرار باید زرد کمرنگ یا شفاف باشد. رنگ تیره یا زرد پررنگ ادرار ممکن است نشانه ای از کم آبی بدن باشد. سردرد سردردها بسیار شایع هستند. افراد می توانند به دلایل مختلف از جمله استرس، مصرف الکل، کم آبی بدن و خستگی دچار سردرد شوند. به دلیل این که مسمویت غذایی ممکن است خستگی و کم آبی بدن را به همراه داشته باشد، می تواند به شکل گیری سردرد نیز منجر شود. کم آبی بدن می تواند به صورت مستقیم مغز را تحت تاثیر قرار داده و موجب از دست دادن مایع در این اندام و کوچک شدن موقتی آن شود. در صورت تجربه استفراغ و اسهال، که هر دو می توانند انسان را در معرض کم آبی بدن قرار دهند، احتمال تجربه سردرد هر چه بیشتر افزایش می یابد. استفراغ استفراغ یک مساله طبیعی برای افراد مبتلا به مسمویت غذایی است. این شرایط زمانی رخ می دهد که عضلات شکم و دیافراگم به شدت منقبض می شوند و فرد را مجبور می کنند به صورت غیر ارادی محتوای معده را بالا آورده و وارد دهان کند. این یک مکانیسم محافظتی است و هنگامی که بدن درتلاش است از شر ارگانیسم ها یا سموم خطرناک خلاص شود، رخ می دهد. در واقع، مسمویت غذایی اغلب به شکل گیری حالت تهوع و استفراغ شدید منجر می شود. برای برخی افراد این حالت کاهش می یابد، در شرایطی که دیگران ممکن است به طور متناوب استفراغ کردن را تجربه کنند. اگر به طور مداوم استفراغ می کنید و نمی توانید مایعات را پایین نگه دارید، باید کمک پزشکی به منظور پیشگیری از کم آبی بدن دریافت کنید. احساس بیماری افراد مبتلا به مسمویت غذایی اغلب کاهش اشتها و دیگر علائم شایع ابتلا به یک بیماری مانند خستگی را تجربه می کنند. این شرایط در نتیجه واکنش های سیستم ایمنی برای مبارزه با عفونتی که به بدن حمله کرده استف شکل می گیرد. به عنوان بخشی از این واکنش، بدن پیام رسان های شیمیایی به نام سیتوکین ها را ترشح می کند. سیتوکین ها نقش های مختلفی بر عهده دارند، اما یکی از مهم‌ترین آنها تنظیم واکنش سیستم ایمنی بدن به عفونت است. آنها این کار را با راهنمایی سلول های سیستم ایمنی که به کجا بروند و چگونه رفتار کنند، انجام می دهند. افزون بر کمک به بدن در مبارزه با عفونت، مانند مسمویت غذایی، سیتوکین ها سیگنال هایی را به مغز ارسال می کنند و موجب شکل گیری علائمی مانند کاهش اشتها، خستگی، و درد می شوند که به طور کلی با ابتلا به بیماری پیوند خورده اند. این مجموعه از علائم می توانند به شرایطی که «رفتار بیماری» نامیده می شود، منجر شود، زیرا فرد از تعاملات اجتماعی دوری می کند، احساس می کند به استراحت بیشتری نیاز دارد و اشتهایی برای غذا خوردن ندارد. رفتاری بیماری یک نشانه از این است که بدن توجه خود را از فرآیندهای دیگر، مانند گوارش، منحرف کرده و مبارزه با عفونت را در اولویت قرار داده است. تب در صورتی که دمای بدن از محدوده عادی - 36 تا 37 درجه سانتیگراد - بیشتر شود، شما تب دارید. تب از نشانه های شایع بسیاری از بیماری ها است و به عنوان بخشی از دفاع طبیعی بدن در برابر عفونت رخ می دهد. مواد تولیدکننده تب به نام پیروژن ها افزایش دما را موجب می شوند. آنها توسط سیستم ایمنی بدن یا باکتری های عفونی که وارد بدن شده اند، ترشح می شوند. پیروژن ها پیام هایی را ارسال می کنند که مغز را فریب داده و این اندام فکر می کند دمای بدن سردتر از حالت عادی است. بر همین اساس، بدن گرمای بیشتری تولید می کند و گرمای کمتری از دست می دهد، از این رو، دمای بدن افزایش می یابد و در نهایت تب شکل می گیرد. این افزایش دما به بدن در مبارزه با عفونت از طریق کشتن یا کند کردن رشد ارگانیسم هایی که به گرما حساس هستند، کمک می کند. همچنین، تب فعالیت گلبول های سفید خون را افزایش می دهد که به مبارزه با عفونت کمک می کند. لرز لرز می تواند به واسطه تلاش بدن برای افرایش دما شکل بگیرد. لرز موجب می شود تا عضلات به سرعت منقبض و منبسط شوند، که این شرایط گرما تولید می کند. لرز اغلب با تب همراه است، زیرا پیروژن ها بدن را فریب می دهند که بیش از اندازه سرد شده است و باید گرم شود. تب می تواند به واسطه بیماری های مختلفی، از جمله مسمویت غذایی، شکل بگیرد، از این رو، لرز نیز یکی از علائم رایج آن است. ضعف و خستگی ضعف و خستگی از دیگر نشانه های شایع مسمویت غذایی هستند. این علائم به واسطه انتشار پیام رسان های شیمیایی به نام سیتوکین ها شکل می گیرند. افزون بر این، کاهش میزان غذای مصرفی به واسطه کاهش اشتها ممکن است موجب احساس خستگی در فرد بیمار شود. ضعف و خستگی هر دو از علائم رفتار بیماری هستند، که به بدن در استراحت و اولویت بندی بهتر کمک می کند. آنها می توانند از علائم بیماری های دیگر نیز باشند. در نتیجه، زمانی که با ضعف و خستگی مواجه هستید، بهترین کار گوش دادن به بدن و استراحت کردن است. حالت تهوع حالت تهوع احساس ناخوشایندی است که بر اساس آن به نظر می رسد در شرف استفراغ کردن هستید، اگرچه ممکن است این اتفاق به واقع رخ دهد یا خیر. در شرایطی که حالت تهوع هنگام مسمومیت غذایی طبیعی است، اما این شرایط به دلایل مختلفی می تواند شکل بگیرد، که از آن جمله می توان به میگرن، بیماری حرکت، و غذا خوردن بیش از اندازه اشاره کرد. حالت تهوع مرتبط با مسمویت غذایی به طور معمول پس از یک تا هشت از یک وعده غذایی شکل می گیرد. حالت تهوع به عنوان یک سیگنال هشدار دهنده عمل می کند، که به بدن اجازه می دهد از گوارش چیزی بالقوه خطرناک آگاه شود. دردهای عضلانی هنگامی که با یک عفونت، مانند مسمویت غذایی، مواجه هستید، امکان تجربه دردهای عضلانی وجود دارد. این شرایط به دلیل آن شکل می گیرد که سیستم ایمنی فعال شده و موجب التهاب می شود. طی این فرآیند، بدن هیستامین، یک ماده شیمیایی که به گشاد شدن رگ های خونی کمک می کند و اجازه می دهد گلبول های سفید بیشتری برای مبارزه با عفونت منتقل شوند، ترشح می کند. هیستامین به افزایش جریان خون به مناطق آلوده بدن کمک می کند. در کنار مواد دیگر درگیر در واکنش سیستم ایمنی، از قبیل سیتوکین ها، هیستامین می تواند به بخش های دیگر بدن رفته و گیرنده های درد را تحریک کند. این شرایط می تواند بخش های خاصی از بدن را نسبت به درد حساس‌تر سازد و به شکل گیری دردهای مبهم منجر شود. ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 10:51:49 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45683/10-نشانه-مسمومیت-غذایی طرح جدید پرونده‌های تصادفات رانندگی/ پرداخت دیه در ۴ ساعت http://www.etelaterooz.ir//news/45667/طرح-جدید-پرونده-های-تصادفات-رانندگی-پرداخت-دیه-۴-ساعت اطلاعات روز#مدیر کل پیشگیری‌های قضایی قوه‌قضاییه از اجرای طرحی جدیدی در ارتباط با پرونده تصادفات رانندگی خبر داد و گفت: در این طرح، به محض تشکیل پرونده تصادف رانندگی، موارد بررسی و دیه فرد فوت شده پرداخت می‌شود.   علی افتخاری در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی خبرگزاری تسنیم بیان اینکه برنامه‌های ما در دو سطح استانی و ملی انجام شده است، اظهار کرد: طبق اعلام اداره کل برنامه‌ریزی، اداره کل پیشگیری‌های قضایی به عنوان موفق‌ترین اداره در این معاونت معرفی شده است، چراکه 99.2 درصد از برنامه‌های ما در سال 95 محقق شده و این بالاترین آمار در بین ادارات این حوزه است.   وی با تأکید بر اینکه هدف ما در اداره کل پیشگیری‌های قضایی، کاهش ورودی‌ پرونده‌ها به مراجع قضایی است، افزود: حداکثر تلاشمان را می‌کنیم تا تعداد پرونده‌های فعلی را کم کنیم چون این حجم از ورود پرونده‌ها - که بسیاری از آنها وصف قضایی ندارد - به مراجع قضایی فشار زیادی را وارد کرده است.   این مقام مسئول در معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه‌قضاییه افزود: یکی از مکانیزم‌های خوبی که در این مسیر می‌توان در نظر گرفت و تا الان هم از آن جواب گرفته‌ایم، راه‌اندازی مؤسسات داوری است. ظرف دو سال گذشته با مرکز داوری اتاق بازرگانی کشور وارد همکاری شدیم و از ظرفیت آنها استفاده کردیم. در همین راستا مؤسسات زیادی در سطح کشور راه‌اندازی شده است تا بخش زیادی از پرونده‌ها پیش از ورود به مراجع قضایی، در این مؤسسات حل و فصل شود.   افتخاری ادامه داد: پیش‌بینی ما برای سال 96 این است که بتوانیم با اتاق اصناف کشور هم طرح خود را نهایی کنیم. در این زمینه مذاکرات انجام شده و تفاهم‌نامه‌ای هم در حال انعقاد است. تعداد اصناف در کشور زیاد است و به تبع آن، اختلافات آنها هم زیاد است، بنابراین اگر بتوانیم پرونده‌های مربوط به اصناف را به خودشان واگذار کنیم، هم سریعتر رسیدگی می‌شود و هم نیاز به تشریفات دادرسی نیست. اصولاً وقتی پرونده‌ها از طریق مراجع تخصصی رسیدگی شود به عدالت هم نزدیکتر است.   مدیرکل پیشگیری‌های قضایی با بیان اینکه یکی دیگر از برنامه‌های این اداره کل در سال گذشته که امسال هم ادامه می‌یابد، طرح پیشگیری از تصرفات غیرمجاز اراضی است گفت: ما معتقدیم اگر مراجع دولتی به تکالیف قانونی خود عمل کنند بخش عمده تصرفات می‌تواند کمتر شود. سال گذشته نقش دادستان را در این طرح احصا و به همه دادستان‌ها ابلاغ کردیم.   وی با اشاره به اینکه برنامه دیگر این اداره کل، طرح دستگیری و جمع‌آوری محکومین است افزود: در مراکز اجرای احکام، پرونده‌های زیادی وجود دارد درمورد کسانی که حکمی برایشان صادر شده اما به دلایل مختلف تا الان اجرا نشده است. این پرونده‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم زیرا بعضاً کسانی که پرونده محکومیت دارند ولی اجرا نشده، همان کسانی هستند که الان در حال ارتکاب جرم هستند و وقتی با آنها برخورد نمی‌شوند و متنبه نشوند، منجر به تکرار جرم از سوی آنها می‌شود و این مسأله احساس ناامنی در جامعه را افزایش می‌دهد.    ضمن اینکه معمولاً در چنین مواردی، اطرافیان آن فرد هم ترغیب می‌شوند که جرمی را مرتکب شوند چراکه مشاهده کرده‌اند که نظام قضایی با فرد مجرم برخوردی نکرده و در نتیجه آثار بازدارندگی مجازات، از دست می‌رود. در این راستا درباره دلایل و عوامل این مسأله و راه‌های برون‌رفت از آن، با همکارانمان در استان‌ها و با مجموعه پلیس در مرکز همکاری‌های صورت داده‌ایم و دستورالعملی نوشته شده است. به موجب این طرح، بخشی از پرونده‌ها به جریان افتاد و افراد مجرم برای گذراندن محکومیت خود دستگیر شدند.   افتخاری اضافه کرد: یکی دیگر از طرح‌های موفق در اداره کل پیشگیری‌های قضایی، طرح تشکیل مجتمع‌های تخصصی رسیدگی به دعاوی و جرائم ناشی از بی‌احتیاطی در امر رانندگی است. پرونده‌های با موضوع تصادف، اغلب بار قضایی ندارد و ورود این پرونده‌ها به مراجع قضایی، هم موجب به تأخیر افتادن پرداخت دیه به یک طرفِ پرونده می‌شود و طرفِ دیگر پرونده که جرم عمدی را مرتکب نشده، باید در مجتمع‌هایی که افرادی با جرائم عمد نظیر سرقت و قتل در آنها رفت و آمد می‌کنند حضور یابند و این چندان رضایتمندی مردم را به دنبال ندارد و منشاء جرائم دیگری می‌شود. به دنبال این هستیم که چنین پرونده‌هایی را در مجتمع‌های تخصصی بررسی کنیم.   وی افزود: برای اجرای این طرح، در مراکز استان‌ها و همچنین مراکزی که آمار تصادفات در آنها زیاد است، ساختمانی در نظر گرفته می‌شود و در کنار همکارانی از طرف خودمان، نمایندگانی از سوی بیمه، شورای حل اختلاف، پزشکی قانونی و پلیس راهنمایی و رانندگی مستقر خواهند شد تا به محض ورود یک پرونده تصادف، موارد بررسی و در همان مجتمع، دیات لازم پرداخت شود. با توجه به جلساتی که با بیمه مرکزی داشتیم، فکر می‌کنم تفاهم‌نامه‌های مربوط به این طرح بطور کامل، نهایی شود.   این مقام مسئول در معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم اضافه کرد: این طرح، به صورت پایلوت در اهواز اجرا شده و در یکی از موارد، ظرف چهار ساعت دیۀ یک فرد فوتی را به خانواده وی پرداخت کردند و طرف دیگر هم به جزای نقدی محکوم و پرونده بسته شد.   افتخاری، یکی از دیگر برنامه‌ها در سال 95 را طرح کاهش جمعیت کیفری زندان‌ها عنوان کرد و گفت:‌یکی از برنامه‌های دیگر ما، کاهش جمعیت کیفری زندان‌هاست یعنی تا جایی که ممکن است، زندان‌ها را وجود افرادی که احساس می‌کنیم مجازات حبس برایشان نه‌تنها مفید نیست بلکه مضر هم هست، خالی کنیم. در آئین دادرسی کیفری جدید، جایگزین‌های خوبی برای حبس پیش‌بینی شده است و به دنبال این هستیم که همکارانمان را مجاب کنیم که از این جایگزین‌ها بیشتر استفاده کنند. ضمناً یکسری مراکز هم در قانون به عنوان مجموعه‌های پذیرندۀ این زندانی‌ها تلقی شده‌اند. مثلاً ادارات محیط زیست، شهرداری‌ها و ادارات منابع طبیعی مکلف شده‌اند که مثلاً یک فرد زندانی که می‌تواند به جای حضور در زندان، مدت حبس خود را در این مراکز سپری کند، بپذیرند. این مراکز هم از این مسأله استقبال کرده‌اند.   مدیرکل پیشگیری‌های قضایی به استفاده از دستبندها و پابندهای الکترونیکی برای رصد محکومان اشاره کرد و افزود: راهکار دیگر برای اجرای طرح اخیر، استفاده از سامانه‌های الکترونیکی برای رصد فرد زندانی است، از جمله استفاده از دستبندها و پابندهای الکترونیکی. البته هزینه‌های این طرح زیاد است اما با همکاری سازمان زندان‌ها و مرکز فناوری اطلاعات قوه قضائیه، بخشی از این وسایل خریداری شده و تعداد کمی را در سال گذشته در نقاط مختلف کشور و بیشتر در تهران استفاده کردیم و در صدد هستیم که برای امسال به تعداد بیشتری از اینها استفاده کنیم.   وی با بیان اینکه "بازخوردهای خیلی خوبی از اجرای این طرح گرفته‌ایم"، یادآور شد: وقتی برای یک زندانی حرمت قائل می‌شویم و به او احترام می‌گذاریم و با وجود وقوع یک جرم، به او می‌گوییم که احساس می‌کنیم جای شما در زندان نیست، اعتماد به او، خودبه‌خود اثر اصلاحی دارد. ضمن اینکه متأسفانه فضا و محیط زندان در حال حاضر چندان اصلاحی نیست و نه‌تنها اصلاحی نیست بلکه در جهت بدتر شدن وضعیت اخلاقی افراد است. ضمن اینکه استفاده از این دستبندها و پابندها موجب می‌شود که فرد در کنار خانواده خود باشد و بتواند امرار معاش کند. این طرح معمولاً درمورد زندانی‌هایی که جرائم سبک دارند اجرا می‌شود.   افتخاری در پایان اظهار کرد: در ادامۀ این طرح، دوره‌های آموزشی برای همکاران قضایی برگزار کرده‌ایم تا با تأسیسات قانونی که برای تخفیف، تعلیق و تعویق مجازات در نظر گرفته شده است بیشتر آشنا شوند. برنامه‌های دیگری هم در این اداره کل داشته‌ایم که به طور کلی همه این برنامه‌ها باید به طور مستمر انجام شود و در سال 96 هم باید به سمت تکمیل برنامه‌های سال گذشته برویم تا تأثیرگذار باشد. اثرگذاری طرح‌های ما مشخص شده و می‌شود و برای مثال، اخیراً رئیس سازمان زندان‌ها در مصاحبه خود از کاهش ورودی به زندان‌ها خبر داده بودند. ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 07:28:40 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45667/طرح-جدید-پرونده-های-تصادفات-رانندگی-پرداخت-دیه-۴-ساعت نام‌گذاری خیابانی به نام «پروفسور سمیعی» http://www.etelaterooz.ir//news/45662/نام-گذاری-خیابانی-نام-پروفسور-سمیعی اطلاعات روز#با تصویب اعضای چهارمین دوره شورای اسلامی شهر بجنورد٬ خیابان دانشگاه بجنورد به نام پرفسور سمیعی نام‌گذاری و عنوان شهروند افتخاری بجنورد به این نخبه علمی جهان اعطا می‌شود.   آخرین نشست شورای اسلامی شهر بجنورد با بررسی نامه‌های ارسالی به شورا برگزار و مصوباتی در زمینه‌های مختلف داشت. سیدجلیل کشمیری نایب رئیس شورای اسلامی شهر بجنورد در این زمینه اظهار داشت: با تصویب اعضای شورای شهر بجنورد٬ خیابان دانشگاه بجنورد به پیشنهاد استانداری خراسان شمالی٬ هم‌زمان با سفر پرفسور سمیعی به استان٬ به نام این نخبه علمی پزشکی ایران و جهان٬ نام‌گذاری می‌شود.   وی افزود: همایش بزرگ علمی برای نخبگان با سخنرانی دکتر سمیعی٬ جلسه‌ای با مدیران استان٬ بازدید از مرکز علمی٬ پزشکی جدیدالتاسیس امام حسن(ع)٬ راه‌اندازی بخش اعصاب و روان و تشکیل کارگروه ترمیمی درمانی برای 40 بیمار از جمله برنامه‌های مصوب شورای اسلامی شهر برای این سفر است.   نایب رئیس شورای اسلامی شهر بجنورد در ادامه با اعلام درخواست شهردار فعلی بجنورد برای استعفا از این سمت خاطر نشان کرد: دژهوت از اعضای شورا خواسته با توجه به اتمام کار شورای دوره چهارم٬ وی نیز از این سمت استعفا دهد و امروز باید برای این موضوع تصمیم‌گیری کنیم.   در ادامه این جلسه٬ با تصمیم اعضای شورا خبرنگاران برای برگزاری جلسه‌ غیرعلنی اعضای شورا٬ به بیرون از سالن جلسات شورا هدایت شدند. پس از دقایقی٬ نایب رئیس شورای شهر بجنورد با اعلام مخالفت شورا با استعفای شهردار بجنورد گفت: دژهوت تا پایان کار شورای چهارم به‌عنوان شهردار باقی می‌ماند. ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 06:38:27 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45662/نام-گذاری-خیابانی-نام-پروفسور-سمیعی احتمال تقلبی بودن آب‌های بسته‌بندی قاچاق http://www.etelaterooz.ir//news/45660/احتمال-تقلبی-بودن-آب-های-بسته-بندی-قاچاق اطلاعات روز#معاون اداره کل نظارت بر فرآورده های غذایی سازمان غذا و دارو، احتمال تقلبی بودن آب های بسته بندی قاچاق در سوپرمارکت ها را تایید کرد.   سمیره صباح در واکنش به وجود آب های بسته بندی خارجی در برخی سوپرمارکت ها که گفته می شود با قیمت بسیار گران عرضه می شود، به خبرنگار مهر، گفت: آب های موجود در کشور از تنوع برندهای خوبی برخوردار بوده و با ارتقاء کیفیت و خلاقیت هایی که در بسته بندی دارند، اصولا مصرف کننده را از آب های آشامیدنی وارداتی بی نیاز کرده اند.   وی ادامه داد: همانطور که مسئولان سازمان غذا و دارو بارها از تریبون های مختلف اعلام کرده اند آب های بسته بندی فاقد پروانه بهداشتی و نشان سازمان غذا و دارو، با قیمت بالا، معمولی و ارزان، مورد تایید نبوده و از ارگان های مختلف نظارتی بر رستوران ها و مراکز فروش درخواست می گردد نسبت به جلوگیری از عرضه آنها به مردم اقدامات لازم را انجام دهند.   صباح تاکید کرد: این قبیل آب های بسته بندی جزء کالای قاچاق محسوب می‌شوند و باید توجه نمود که در کالاهای قاچاق، احتمال تقلب بسیار زیاد است. ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 06:35:35 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45660/احتمال-تقلبی-بودن-آب-های-بسته-بندی-قاچاق وضعیت مردم سیستان در طوفان‌های ١٢٠ روزه http://www.etelaterooz.ir//news/45658/وضعیت-مردم-سیستان-طوفان-های-١٢٠-روزه اطلاعات روز#روزنامه شهروند نوشت: ما پایتخت‌نشین‌ها انگار از خیلی‌ چیزها خبر نداریم، هرازچندگاهی به واسطه اخبار از وقوع بلایای طبیعی در سیستان‌وبلوچستان، خوزستان یا سایر نقاط دور و نزدیک مملکت می‌شنویم، سری تکان می‌دهیم، آهی می‌کشیم و تمام. با دست تقدیر در یکی از روزهای تابستانی طوفانی پایم به زابل باز شد و در چند ساعتی که مهمان روستاهای تا گلو در شن فرورفته اطراف هیرمند شدم، چیزهایی دیدم که محال است تا عمر دارم از خاطرم پاک شوند.    روستاهای اطراف هیرمند خشک‌شده کم نیستند، تک‌وتوک خالی از سکنه و زیر شن مدفون شده‌اند و آنهایی که جان سختی کرده و هنوز پابرجا هستند، حتی به سختی نفس می‌کشند. طوفان قطع نمی‌شود خبری از آب نیست و کشاورزی و دامداری به واسطه همین بی‌آبی از رونق افتاده است. بیماری‌هایی که هدیه طوفان هستند، کم نیستند و مردم تنها دارند برای نفس‌کشیدن می‌جنگند. این‌جا خبری از حداقل‌ترین امکانات برای زندگی نیست و درد انگار پایانی ندارد.   این‌جا بیشتر بیماری‌ها هدیه طوفان و خاک‌اند   همراه با مهدی راشکی، مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر ‌هامون و مهدی سنچوری، مسئول امداد شعبه هیرمند جمعیت هلال‌احمر که خود از اهالی این‌جاست در طوفانی که حتی نفس‌کشیدن را سخت کرده دانه‌به‌دانه به سراغ روستاها می‌رویم. نخستین روستایی که به آن می‌رسیم و تا چشم به گرد و خاک طوفان عادت کند، خانه‌های تا نیمه فرو رفته در شن آن را می‌بینیم، روستای قرقری مرکز بخش است. به گفته خودشان این‌جا از نظر خیابان‌کشی و آسفالت وضع خوبی نسبت به دیگر روستاها دارد. در حالت عادی که از طوفان خبری نیست آن‌قدر این‌جا خاک می‌نشیند که با این‌که دهیاری هفته‌ای یک بار با لودر این خاک‌ها را جمع می‌کند، اما باز هم تقریبا تمام کوچه‌ها و خانه‌ها تا نیمه در شن فرو رفته‌اند. از خیابان اصلی روستا که می‌گذریم دو طرف خیابان را نشان می‌دهند. طوفان دارد ما را از جا بلند می‌کند، اما بچه‌های دوطرف خیابان بی‌خیال طوفان دارند با هم بازی می‌کنند. روستای قرقری ٣٤٥خانوار جمعیت دارد. مهدی سنچوری بحث امدادی و توزیع‌های جمعیت هلال‌احمر در منطقه را برعهده دارد و به همین دلیل آمار دقیق تعداد خانوار را دارد. وقتی داخل خانه‌ها می‌رویم صحت ادعایش بیشتر برایمان اثبات می‌شود، در تمام خانه‌ها یک کارتن اهدایی با آرم جمعیت هلال‌احمر وجود دارد. نهایت کاری که به‌عنوان مسئولان جمعیت هلال‌احمر می‌توانند انجام دهند این است که برایشان تکه نانی بخرند یا این‌که بسته‌های اهدایی جمعیت را میانشان توزیع کنند، هر چند وقت یک‌بار هم شاید بتوانند ویزیت رایگان برای اهالی روستا تدارک ببینند. بیماری زیاد است و خانواده‌ها به هیچ عنوان توانایی مالی برای مراجعه به دکتر را ندارند و ویزیت رایگان برایشان مثل یک معجزه می‌ماند. این‌جا بیشتر بیماری‌ها هدیه طوفان و خاک هستند، بیشتر بیماری‌ها تنفسی هستند، مانند آسم یا سل. حالا چند وقتی است که ‌هاری هم به جمع بیماری‌های منطقه اضافه شده است.   زنی را می‌بینیم که با الاغی که بارش ظرف‌های پلاستیکی آب و روغن است، به دنبال آب می‌رود، وقتی اجازه عکس گرفتن می‌گیرم، صورتش را می‌پوشاند و چیزی فریاد می‌زند برایمان ترجمه که می‌کنند گفته است: آبرو دارم. همه‌شان آبرو دارند، روزی برای خودشان بروبیایی داشته‌اند، خانه‌های بزرگ که حالا متروکه شده و زیر خاک دفن شده‌اند نشانه خوبی هستند برای این‌که این را بفهمیم. سنچوری می‌گوید: قسمت شمال روستا فشار آب کم است و زن دارد می‌رود از یکی از خانه‌هایی که پمپ دارد آب بیاورد، اصلا یکی از مشکلات اصلی که بخش قرقری دارد همین بحث آب است. از خانه‌ای که پمپ داشته باشد برای استفاده یک تا سه روز آب می‌آورند. این‌جا مثل شما شهری‌ها زندگی نمی‌کنند که هر روز استحمام کنند شاید ١٠روز یک‌بار ‌این فرصت را پیدا کنند آن هم با کمترین مقدار ممکن آب.   از وقتی آب قطع شد انگار همه‌چیز هم تمام شد   انگار غرورش اجازه نمی‌دهد تصوریمان از روستایش همین باشد که می‌بینیم: فکر نکنید این‌جا همین جهنمی بود که دارید می‌بینید، این‌جا دریاچه بود، از همین جا قایق سوار می‌شدیم و می‌رفتیم به قسمت آزاد مرز ایران و افغانستان برای نیزار و لوخ و ماهی و همین چیزا. بچگی‌ام خوب بود. وقتی آب بود همه خوشبخت و خوشحال بودیم. خدا شاهد است. همه‌چیز به صورت طبیعی این‌جا وجود داشت. با این‌که بچه بودم همه چیز یادم است. این‌جا ماهی داشتیم، مرغابی داشتیم، کشاورزی و دامداری کارمان بود و پر بود از نعماتی که استفاده می‌کردیم، از وقتی که آب قطع شد انگار همه چیز هم تمام شد. یک داستان برایتان تعریف می‌کنم، آن‌قدر بعید و دور است که دیگر برای خودم هم انگار داستان و رویاست. من بچه بودم، یک روز نزدیک‌های ظهر بود. آن زمان در این خانه‌های حصیری بودیم، سه ماه می‌رفتیم نیزار برای خودمان لوخ جمع می‌کردیم و می‌آوردیم این‌جا می‌فروختیم و در کنار کشاورزی منبع درآمدمان بود. تابستان را به آن‌جا می‌رفتیم و ماه‌های دیگر را هم برمی‌گشتیم و این‌جا کشاورزی می‌کردیم. یک روز یاد دارم هشت ساله بودم که با مهمان آمدم خانه، مادرم به پدرم گفت برای ناهار مهمان چیزی در خانه نداریم. پدرم داشت وضو می‌گرفت، هنوز هم خوب یادم است یک تفنگ سرپر سه بست داشت به من گفت تفنگ را به من بده، تفنگ را برایش آوردم از همان جایی که داشت وضو می‌گرفت یک لحظه یک مرغابی که از روی خانه رد شد را زد و گفت برو بردار بیار به مادرت بده برای مهمان غذا بپزد. آن‌قدر نعمت در این‌جا زیاد بود که نیازی به چیزی نداشتیم. یادم هست مرغ‌های ماشینی تازه درآمده بود و ما ندیده بودیم. پدرم برای نخستین بار رفته بود از این مرغ‌ها خریده بود، تمام بچه‌های محل را جمع کرده بودیم که به خانه ما بیایند و ببینند که پدرم چه مرغ قشنگ سفیدی آورده است. ما اصلا دنبال این چیزهای شهری نبودیم، همه چیزمان را خودمان داشتیم. چیزهای جدید برایمان عجیب بود. خودمان همه‌چیز داشتیم و همه چیزمان فراهم بود. به روستایی خالی از سکنه می‌رسیم که قدیمی‌ترین روستای این منطقه است. جاده امروز تمیز شده اما ریگ تمامی ندارد انگار و برای رسیدن به روستای متروکه باید تا زانو در شن فرو برویم. به گفته محلی‌ها اگر پوشش گیاهی گز نبود، حتی نمی‌توانستیم این‌جا راه برویم. خانه‌هایی که رها شده‌اند، کم نیستند، اما خانه‌هایی هم هستند که دارند در آنها زندگی می‌کنند و باور این زندگی ساده نیست از کنار روستای دیگری رد می‌شویم که انگار آن‌جا هم متروک است. اسم روستا ریگ موری است، یعنی ریگ زیادی و واقعا هم که چقدر ریگ‌ها این‌جا زیادند. دو خانه به من نشان می‌دهد که خانه خاله و پسرخاله‌اش است که از روستا رفته‌اند و به مازندران پناه برده‌اند، جایی که لااقل بتوانند کشاورزی کنند، نه به اجبار که همه کشاورزی را دوست دارند. اصرار دارند که امروز طوفان نیست، اما فقط یک لحظه که از خودرو پیاده می‌شویم، حتی نفس‌کشیدن هم ممکن نیست. جایی که ایستاده‌ام تا چشم کار می‌کند خاک و بیابان است، می‌گوید: از این‌جا که شما ایستاده‌اید به این ور آب بوده است. این‌جا قسمتی از ‌هامون است.‌ هامون سه آبگیر داشته است، آبگیر نخست از افغانستان وارد می‌شد و به ‌هامون پوزک معروف بود،‌ هامون سابری و بعد از آن آب به تالاب‌ هامون می‌ریخت. قبلا آب از افغانستان می‌آمده و به سیستان می‌رفته است، یک سیکل رفت و برگشت بوده، سدزدن‌ها باعث شد که این روند قطع شود.   نمی‌توانم این‌جا را ول کنم و بروم این‌جا خاک من است   به اصرار ما را به خانه‌اش می‌برد تا توتن کوچکی که هنر دستان پدرش است را به من هدیه بدهد، دو دختر دارد که مودب به سمتم می‌آیند. از آینده دخترانش می‌پرسم، می‌گوید: از ‌سال ٨٨ به بعد ٤٢ نفر از هم‌سن‌وسال‌های خودم رفته‌اند درجه‌داری چون شغل دیگری این‌جا نبود. من خودم دیپلم گرفتم و دیگر ادامه ندادم و مطمئنم اگر کنکور می‌دادم حتما قبول می‌شدم. حالا خودم را حساب می‌کنم، چون کارمند دولتم وضعم از خیلی از اهالی روستا بهتر است، چند‌سال دیگر حتی شاید ارتقا پیدا کنم و از این‌جا بروم، اما آخرش باز باید برگردم همین‌جا، این‌جا خاک من است. من نمی‌توانم این‌جا را ول کنم و بروم، خاک من است، خاک بچه‌هایم.   روستای تخت‌عدالت و تخت‌شاه، این‌جا بهترین آب‌وهوا را داشت، می‌گویند که تفریحگاه شاه بوده است. زمانی که یک ذره آب می‌آید، باید این‌جا باشید و جنب‌وجوش مردم را ببینید، از ماهی‌های اندازه یه بند انگشت برای خوردن نمی‌گذرند. این‌جا اسکله صیادی بوده است. روز دیوار نوشته خدمات موتورهای دریایی دیگر تنها ردی ازش باقی مانده است. اسکله صیادی شاید متناقض‌ترین عنوانی است که در تمام زندگی دیده‌ام. همه جا فقط شن است و خشکی، اسکله سرپا ایستاده و قایق‌های رنگی همه جا فرو رفته در شن پراکنده شده‌اند و هیچ خبری از آب یا ذره‌ای سبزی نیست.   فقط بخش قرقری شهرستان هیرمند ٩٢ پارچه آبادی کوچک و بزرگ دارد. این بخش کانون طوفان و بحران است. فقط هم به‌دلیل نبودن آب در تالاب‌ هامون است. کف دریاچه را باد دارد می‌سابد و بر روی مردم می‌آورد. زمانی که هنوز به این روز نیفتاده بودند، پرده‌بافی و حصیربافی از کارهای اصلی بود. الان هم مردم شب‌ها نی‌ها را به ‌هزار بدبختی روی کول برای حیواناتشان می‌آورند. بعضی‌وقت‌ها این نی‌ها اصلا به اندازه زندگی آدم‌ها ارزش دارد.   حرف از زمستان که می‌شود امیدم برای کم‌شدن درد این مردم حداقل در یک فصل ناامید می‌شود. همان‌طور که گرمای تابستان وحشتناک است، سوز سرمای زمستان هم تا مغز استخوان را می‌سوزاند. زمستان سوز خشک وحشتناکی دارد. می‌گوید: برف در شهرهای دیگر می‌آید و مردم لذت می‌برند و برف بازی می‌کنند. اما این‌جا سرمای خشک است که به استخوان می‌زند و خیلی وحشتناک است. وحشتناک‌تر از آن چیزی که بتوانید فکرش را کنید. منبع گرمایشی هم چراغی که با نفت کار می‌کند یا بخاری زغالی است و متاسفانه بخاری‌های نفتی بدترین مشکلات را برای بچه‌های کوچک به وجود می‌آورد.   بیا سیر کن چطور زندگی کنیم؟   به سختی راه ورودی یکی از خانه‌ها را از شن خالی می‌کنیم و وارد حیاط پر از شن می‌شویم. گذاشتن نام خانه بر روی چیزی که می‌بینم کار راحتی نیست. دو دخمه با سقف‌های کوتاه کنار هم هستند. وارد که می‌شوم کودکی که به سختی نفس می‌کشد جلوی در ورودی دراز کشیده، دختری که برای استقبال از من به اصطلاح مهمان شهری آمده می‌گوید: بچه همسایه است، خیلی مریض است، کولر و یخچال ندارند و مهمان ما است.   مهمان‌نوازیشان عجیب است، اصرار دارند بنشینم تا چیزی برای پذیرایی بیاورند. نگران این هستم که گرمای غیرقابل تحمل خانه‌شان را تاب نیاورم. وقتی من را به دخمه کناری برده و با افتخار از خانه برادر تازه دامادش برایم رونمایی می‌کند، از لباس زیبایی که بر تن دارد و پر از نقش و نگارهای بی‌نظیر دست‌دوز بلوچ است تعریف که می‌کنم با خجالت برایم می‌گوید که لباس همسایه است که برایش تنگ بوده و داده تا فهمیه بپوشد. ١٣ساله است اما خبری از مدرسه نیست، شناسنامه ندارد. خانواده‌اش از قدیم لب مرز زندگی می‌کرده‌اند و خیلی هم پیگیر گرفتن چیزی به نام شناسنامه نبوده‌اند. الان هم باید ثابت شود که ایرانی هستند و بعد شناسنامه برایشان صادر شود. دامدار بوده‌اند. رفت‌وآمد سخت بود و با توتن‌های قدمی رفت‌وآمد می‌کردند و به همین دلیل بیشتر در نیزار می‌ماندند.   در خانه به غیر از کولر پر از خاک و یخچال درب‌وداغان تنها چیزی که می‌توان به‌عنوان وسیله زندگی از آن نام برد کوه بلند رختخوابی است که گوشه‌ای تا سقف کوتاه چیده شده، همراهانم برایم می‌گویند از هنرهایشان ساخت رختخواب است؛ در دوران خوشی حجم مهمانی که برایشان می‌آمده خیلی زیاد بوده است و برای آسایش بیشتر باید رختخواب کامل را در اختیار مهمان قرار می‌دادند.   می‌خواهم که با هم عکس بگیریم و می‌خواهم در آینده شکسته بخندند، اما خندیدن بلد نیستند، به سختی سعی می‌کند فارسی حرف بزند تا متوجه شوم و رگبار جملاتش بر سرم خراب می‌شود، می‌گوید: عکسم را نشان نده، آبرویم نرود. یک کاری برای ما کنید؟ کمک کنید؟ آمدی برای ما خانه درست کنی؟ برو درد ما را بگو که داریم چی می‌کشیم؟ این حمام ما است بیا سیر کن، چطور زندگی کنیم؟ و سیر می‌کنم چند کاشی شکسته که کنار دیوار چیده شده‌اند و چند پیت پلاستیکی که پر از آب گل‌‌آلودند نام حمام را برایشان به یدک می‌کشد.   این‌جا به هلال‌احمر ایمان دارند   مهدی می‌گوید: این‌جا کار نیست. بازارچه‌های مرزی که بعد از خشکسالی فعال شده بود، خیلی خوب بود و مردم راضی بودند، اما باز بنا به دلایلی بسته شدند. پول کارگری می‌گرفتند و بار خالی می‌کردند، روزی١٠تومان گیرشان می‌آمد و برایشان راضی‌کننده بود. من خودم به جمعیت هلال‌احمر آمدم، اما الان خیلی خوشحالم که در جمعیت هستم. جمعیت این فرصت را به من داده که به مردمم خدمت کنم و نمی‌دانید این‌جا چقدر به جمعیت هلال‌احمر ایمان و قبولش دارند.   وقتی می‌پیرسم که فکر می‌کنی آخرش چه می‌شود؟ اضافه می‌کند: ما به امید زنده‌ایم. پروفسور کردوانی طرح‌های خوبی می‌داد، می‌گفت در آینده شاید ٣٠‌سال بعد وضع آب‌وهوای جهان عوض شود و شاید منطقه سیستان هم بارندگی داشته باشد و ما به این امید زنده‌ایم. خیلی‌ها با شرایط مدفون‌شدن زنده مانده‌اند و دیگر چیزی نمانده و تمام. این‌جا خیلی‌ها فقط زنده‌اند و زندگی نمی‌کنند. کسانی که از مناطق دیگر می‌آیند برایشان اصلا شرایط زندگی ما قابل قبل نیست، مخصوصا وقتی طوفان را می‌بینند. اما امید برای ما زنده است، برای این‌که در خاکمان زندگی کنیم و نفس بکشیم، حتی اگر این نفس پر از شن باشد. آن‌قدر امیدواریم که وقتی فقط صحبت از منطقه آزاد سیستان شد برخی از این امید برگشتند.   با من شرط بسته‌اند که تا اشکم درنیاید به زابل برنگردیم و خانه آخر دیگر توانی برایم نمی‌گذارد. بغضم می‌شکند لب‌هایم از شدت گرما ترک خورده، شن انگار توی گلویم انباشته شده و گوش‌هایم دیگر نمی‌شنوند، من فقط چند ساعت مهمان دردشان بوده‌ام و فکر می‌کنم اینها که هر لحظه دارند با این درد زندگی می‌کنند، چه می‌کشند و حرف خودشان یادم می‌آید که گفتند ما فقط زنده‌ایم اما زندگی نمی‌کنیم و ‌ای‌کاش راهی باشد که زندگی کنند.   حس مي‌كنم تمام خوشي و خوشبختي‌ام همراه طوفان امروز زابل رفته، شايد خوشبختي‌ام زير ريگ‌هاي رواني كه خانه‌ها را دفن می‌کردند و هجومشان را امروز كم نديده بودم دفن شده باشد، اصلا شايد خوشي‌ام مثل هيرمند مرده باشد. امروز اندازه تمام سي سالِ بودنم تلخي ديدم و درد، امروز هيرمند خشك ديدم، قايق‌هاي به خاك نشسته ديدم، خانه‌هاي دفن شده در ريگ ، بچه‌اي ديدم كه تشنه خوشبختي بود، زني كه التماس آب مي‌كرد، طوفان شني ديدم كه گویی از صحنه روزگار می‌توانست محوت کند، امروز آشیانه‌هایی ديدم كه به‌هر راهي دلم رضا نمي‌شود به خانه دانستنشان ...   اين‌جا ورودي هيرمند از افغانستان به ايران است، اينجا يك روز آبي بوده و آبادانی، مي‌دانم باور نمي‌كنيد اما آبي و سبزِ قشنگ بوده، اين را مردان زبر و خشنی که بچه‌هاي بيست سال پيش این دیار بوده اند برايم تعريف كردند، مثل رويا، مثل خوابِ خوشي كه از آن پريده بودند و دیگر خواب به چشمانشان نمی‌آمد...     ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 06:13:02 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45658/وضعیت-مردم-سیستان-طوفان-های-١٢٠-روزه کاریکاتور/ محسن هاشمی روی جلد شرق http://www.etelaterooz.ir//news/45657/کاریکاتور-محسن-هاشمی-روی-جلد-شرق       ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 05:54:35 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45657/کاریکاتور-محسن-هاشمی-روی-جلد-شرق درخواست7000سکه مهریه،20سال بعد از طلاق http://www.etelaterooz.ir//news/45652/درخواست7000سکه-مهریه-20سال-بعد-طلاق اطلاعات روز#ایران نوشت: کارمند شرکت خصوصی که 20 سال در فکر انتقام از همسر سابق و فراری‌اش بود، سرانجام با اجرا گذاشتن مهریه 7 هزار سکه‌ای، و کشف ردپای شوهرسابقش که مدرس دانشگاه شده است، او را به زندان انداخت.     وقتی منشی شعبه 244 طرفین پرونده را ساعت 10  صدا زد، دو زن و یک مرد وارد دادگاه خانواده شدند. مرد میانسال «شهاب» نام داشت که همسر سابق «مینو» بود. او حالا برای پرداخت مهریه پس از20 سال به دادگاه فراخوانده شده بود.   زن دیگری هم شهاب را همراهی می‌کرد که همسر فعلی‌اش بود. این زن ومرد با گذشت سال‌ها از طلاق‌شان، حالا هر یک زندگی مستقلی داشتند و از قضا هر کدام پدر و مادر دو فرزند نوجوان بودند. اما آنچه  آنها را پس از سال‌ها رو در روی هم قرار داده بود دادخواست مطالبه مهریه چند هزار سکه‌ای مینو بود.   بعد از ورودشان به دادگاه، قاضی «حمیدرضا رستمی» از زن ومرد خواست بنشینند. دقایقی بعد از بررسی پرونده رو به مرد گفت:«طبق مدارک، شما 20 سال پیش حکم طلاق گرفته‌اید، اما گویا از این مهریه سنگین حتی یک سکه هم به همسر سابقتان پرداخت نکرده‌اید. دلیل فرار شما از پرداخت بدهی‌تان چه بوده؟»  مرد نگاهی به همسرش انداخت و جواب داد: «من از همه جا بی‌خبر بودم.آن سال‌ها وقتی دیدم همسراولم پیگیر مهریه‌اش نیست؛ تصور کردم حق وحقوقش را بخشیده. اما پس از سال‌ها و با اجرا گذاشتن مهریه‌اش موفق شده دستور جلبم را بگیرد. حالا هم با وثیقه آزاد هستم.» مینو که تا آن لحظه سکوت کرده بود ناگهان با صدای بلند گفت:«خیر آقای قاضی. او فراری بود و چون درشمال زندگی می‌کرد نمی‌توانستم ابلاغ را به دستش برسانم. اقوام و خانواده‌اش هم همکاری نمی‌کردند. خوشبختانه با ثبت اسامی و مشخصات افراد در سامانه‌های معاملات موفق شدم ردش را بزنم و محل زندگی‌اش را شناسایی کنم. او فرد مسئولیت‌پذیری نبود و در طول دو سه سالی که با هم زندگی کردیم همیشه از پول خرج کردن شانه خالی می‌کرد و بهانه می‌آورد که دانشجو است و نباید تحت فشار قرار بگیرد. یادم هست یک روز که نامزد بودیم جلوی یک لباس فروشی ایستادم یک دامن زیبا را به او نشان دادم، اما به جای خریدن آن در خیابان داد و فریاد راه انداخت و آبروریزی کرد. هر وقت هم به او اعتراض می‌کردم که چرا حاضر نیست برای زندگی‌اش هزینه کند، سروصدا می‌کرد و با حالت قهر به خانه مادر یا خواهرش می‌رفت. متأسفانه بعد از یک سال فهمیدم که پدرش ورشکسته است در حالی که روز خواستگاری با ماشین گرانقیمت و لباس‌های شیک آمده بودند و خودشان را کارخانه دار معرفی می‌کردند. با این حال من همه سختی‌ها را تحمل کردم تا اینکه یک بار به بهانه‌ای کتکم زد و یک هفته در خانه حبسم کرد. بعد از آن دیگر دلسرد شدم و خواهش کردم طلاقم دهد.» قاضی رستمی پرسید: «مهریه‌تان چقدر بود؟ چرا قاضی وقت فقط یک سوم حقوق ایشان را به‌عنوان اقساط در نظر گرفته‌اند؟»  زن پاسخ داد: «مهریه من 7000 سکه بود که در روز دادگاه به‌طور توافقی از 4000 سکه گذشت کردم و چون همسرم هیچ چیزی به نام خودش نداشت، قرار شد یک سوم حقوقش را هر ماه به حساب من واریز کند. اما تا من به تهران آمدم خانه پدری‌اش را عوض کرد و دست من از دریافت مهریه‌ام کوتاه ماند. خوشبختانه همسر دومم مرد خوب و ثروتمندی است، خودم هم در یک شرکت مدیر هستم، اما حالا که پیدایش کرده‌ام می‌خواهم به تلافی آن روزهای سخت و سال‌ها فرار، تنبیهش کنم تا بداند که...» همسر شهاب که تا آن لحظه فقط گوش می‌کرد، رو به قاضی گفت:«خدا را شکر که وضع مالی این خانم خوب است. اما شوهرم هیچ مالی ندارد و همین ماشین و خانه را هم با حقوق معلمی من خریده‌ایم که به نام او نیست. جای ثابتی هم کار نمی‌کند. بنابراین طی لایحه‌ای تقاضای اعسار در پرداخت مهریه نوشته‌ایم که تقدیم می‌کنم.» قاضی از مرد پرسید:«در این 20 سال هیچ اندوخته و پس‌اندازی نداشته‌ای؟»  شهاب جواب داد:«متأسفانه چند بار کارهایی مثل پرورش بوقلمون، تولید قارچ و این نوع کارها را امتحان کردم که موفق نبودم. این اواخر هم شریکم صد میلیون سرمایه‌ام را برداشت و ناپدید شد. حالا فقط دلم به چند ساعت تدریس در دانشگاه خوش است. حالا تنبیه کردن من چه دردی ازهمسرسابقم دوا می‌کند نمی‌دانم؟»  مینودراین هنگام حرف او را قطع کرد و گفت:«یادت هست وقتی که می‌خواستیم جدا شویم با پدرت دوره افتاده بودید در میان فامیل من داستان می‌بافتید و آبرو‌ریزی می‌کردید؟ یادت هست چه بلایی بر سر جهیزیه من آوردی؟ آن کارها چه دردی را دوا می‌کرد؟ حالا نوبت من است.» قاضی سپس زن و مرد را به آرامش فراخواند و با توضیح اینکه مهریه دینی است که به هر حال باید پرداخته شود آنها را به سازش دعوت کرد. اما مینو و شهاب هر کدام روی حرف خودشان پافشاری می‌کردند. با پایان رسیدگی به پرونده قاضی اعلام کرد بزودی رأی خود را صادر خواهد کرد. زن و مرد میانسال هم از همان راهی که آمده بودند به خانه‌هایشان بازگشتند. شاید هر دو نفر به خاطره مشترک روز عقدشان فکر می‌کردند، به روزی که مهریه‌ای 7000 سکه‌ای در نظر گرفتند و در جواب پچ پچ دیگران می‌گفتند؛ «مهریه را کی داده و کی گرفته.» ]]> اجتماعی Sun, 20 Aug 2017 05:33:59 GMT http://www.etelaterooz.ir//news/45652/درخواست7000سکه-مهریه-20سال-بعد-طلاق